محل تبلیغات

داروخانه پیک شفا

بذور گیاهان دارویی

قسمی از سرو کوهی است که آن را عرعار و عرعر و به فارسی اورس و ایرس و برس غنچه، به هندی اوهیروهوبیر نامند؛ آن دو صنف است یکی صغیرالورق و دیگری کبیرالورق و رائحه این صنف زیاده و درختش بلندتر و باریک‌تر و صنف صغیر آن درختش عریض‌تر و کوتاه‌تر و ثمر این صنف صغیر ابهل است و بزرگ‌تر از بار عرعر که قسم مشهور و سرو کوهی است و شبیه نبق(میوه کنار) و تازه آن سرخ رنگ و رسیده آن سیاه با اندک شیرینی و قبض و حدت و عطریه بهترین آن است که سیاه رنگ فربه سنگین باشد و بهترین برگ آن سبز رنگ.
طبیعت آن گرم و خشک در دوم و به قول جالینوس در سوم و شیخ‌الرئیس نوشته که صنف دوم آن که برگ آن شبیه به طرفا است حرارت آن کم‌تر و یبس آن بیش‌تر است از صنف اول
به فارسی سیهک نامند؛ این گیاه دارای تخمی است برنگ سیاه و گرد که در غلافی پیچیده شده و در میان کشتزار بین گندم و عدس می روید.
به فارسی اسپند و اسفند نامند؛ نیاز به معرفی ندارد نوعی از سداب کوهی است و دو قسم می‌باشد و تا چهار سال قوت آن باقی می‌ماند.
طبیعت آن در سوم گرم و در دوم خشک و روغن آن در سوم گرم و در دوم خشک است.
به فارسی بادیان رومی و زیره رومی نامند؛ به هندی رندبی نیز گویند.گیاهی است بلندتر از زرعی و ساق آن مربع و باریک و برگ آن باریک و خوش‌بو و گل آن مائل به سفیدی و تخم آن در غلافی لطیف طولانی و از رازیانه کوچک‌تر و سبزتر بمائل به سفیدی و زردی و اندک مثلث شکل و مستعمل تخم آن است و بهترین آن خوش‌بوی تازه بالیده آن است که پوست آن از آن جدا نشده زیراکه خاصیت بسیار اکثر در پوست بزور است و طعم آن تیز و تلخ باشد.
طبیعت آن گرم و خشک در آخر دوم و تا سوم نیز گفته‌اند و گرم در دوم و خشک در سوم نیز گفته‌اند و این اصح است
به فارسی اسفیوس و اسپغول گویند و در اصفهان مشهور به اسپرزه و اسفرزه است؛ گیاهی است کوچک نهایت تا به یک زرع و برگ آن باریک و بلند فی‌الجمله شبیه به گندنا و گیاه برنج و از آن باریک‌تر و کوچک‌تر و از بیخ آن ساقه‌های باریک بر می‌آید و بر سر آن‌ها خوشه‌ای مانند خوشه‌های گندم و بالای آن غلای و در جوف آن تخم‌های آن و در تابستان می‌رسد. این داروی گیاهی مشهور به سه نوع سیاه و سفید و سرخ یافت می شود
سفید آن دارای طبع سرد در سوم و تر در دوم می باشد. نوع سرخ آن تر در اول و سیاه آن همراه با یبوست است که در عدم استعمال آن توصیه شده است.
به فارسی بارتنگ و بارهنگ نامند؛ از جنس مرماحوز(نوعی از مرو) است دو صنف می‌باشد کبیر و صغیر، کبیر را برگ شبیه به زبان گوسفند و سبز طولانی و اندک عریض و ساق آن به قدر زرعی و پراکنده و مائل به طرف زمین و سرخ رنگ املس و از وسط نبات آن ساقه‌های باریک بلند رسته بر سر آن و گل آن زرد رنگ و تخم آن مدور ریزه سیاه رنگ مائل به بنفشی و بیخ آن سست و مزعب و تا به سطبری انگشتی و صغیر از این کوچک‌تر و سرخی ساق کم‌تر و تخم آن بزرگ‌تر و کبیر اقوی از صغیر و از مطلق آن مراد صغیر است.
طبیعت آن در دوم سرد و خشک و تخم و بیخ آن را یبوست زیاده از برگ و برودت کم‌تر و برودت به سر حد تخدیر و یبوست آن به حد لذع نرسیده
به عربی جوک و به فارسی ریحان کوهی و تره خراسانی نامند؛ نوعی از ریحان است برگ آن ریزه و ساق آن مربع و پر شاخه و کم‌بوتر از ریحان، گل آن مائل به سرخی و در مصر ریحان احمر نامند بری و بستانی می‌باشد و خریفی(پائیزی) است نه ربیعی. صاحب تحفه نوشته که ظاهراً تخم شربتی است که از شیراز می‌آورند و با شربت قند می‌خورند.
طبیعت آن در دوم گرم و در اول خشک و با رطوبت فضلیه و منسوب به مشتری است به سبب حرارت آن
به فارسی باقلای مصری و لوبیا گرگی نامند؛ تخمی است از باقلا کوچک‌تر سفید مائل به زردی و تدویر و مفرطح(سر پهن) و وسط آن اندک فرو رفته و طعم آن با اندک تلخی و بستانی و بری می‌باشد. بستانی آن بزرگ‌تر و بری آن ریزه‌تر و زردتر و تلخ‌تر و ثقیل‌الرائحه و بهترین آن در تغذیه سفید بالیده بستانی آن است و در تداوی(درمان کردن) بری بسیار تلخ آن.
بستانی آن در آخر اول گرم و در دوم خشک و بری آن در دوم گرم و در آخر آن خشک است.
معرب گاورس فارسی است و از نوع ریزۀ دخن است که به فارسی ارزن نامند؛ حبی است رنگ آن اغبر و از ارزن ریزه‌تر و صاحب اختیارات نوشته که سه نوع است یک نوع را دخن و به فارسی ارزن و دیگر را ذرت گویند و نوع سوم را جاورس که معرب گاورس است و به شیرازی کال نامند.
طبیعت آن در اول سرد و در آخر دوم خشک گفته‌اند
تخم درخت بلسان است به قدر فلفلی و بزرگ‌تر از آن و اندک مائل به طول و رنگ آن اشقر و اندک ثقیل‌الوزن و مغز آن سفید و طعم آن تلخ.
طبیعت آن در آخر دوم گرم و خشک است.
دانه‌ای است شبیه به مویزج و املس و در غلافی شبیه به قرطم و پهن و با اندک تندی و تلخی و عطریت و مدور نیز گفته‌اند و از کوهستان فارس آورند و از کردستان و همدان نیز.
طبیعت آن در دوم گرم و خشک است.
آن را شاهدانه بری نامند و به فارسی نقل خواجه گویند؛ دانه‌ای است به قدر فلفلی مستدیر و سیاه رنگ و املس و مغز آن سفید و شیرین و با دهنیت و نبات آن به قدر زرعی و شیردار و منبت آن صحراها و بیابان‌ها.
طبیعت آن گرم و خشک و با رطوبت فضلیه است.
به فارسی تخم نیلوفر و به هندی مرچائی و زیرکی میباشد؛ دانه گیاهی است شبیه به لبلاب و بر مجاور خود می‌پیچد و شاخه‌های آن باریک و سبز و برگ آن سبز و در هر برگی گل کبودی شبیه به گل لبلاب و در آفتاب به هم می‌آید و تخم آن در غلافه دانه مثلث شکل که حب‌النیل نامند.
طبیعت آن در سوم گرم و خشک است.
به فارسی پیوند مریم و به هندی کهیوبی نامند؛ حب درختی است شبیه به درخت بطم و پراکنده و تا یک قامت انسان و زیاده بر آن و برگ آن دراز و شبیه به برگ بید و از برگ زردآلو کوچک‌تر و خوش‌بو و چوب آن نیز خوش‌بو است.
حب آن در دوم گرم و خشک و خشکی آن کم‌تر از گرمی و با قوت محلله و مغریه و قابضه و چوب و برگ آن در اول گرم و خشک است
اسم نبطی حب‌الرشاد است به عربی ثفاء و ببربری بلاسفین و به فارسی تخم سپندان و شاهی و اسفند سفید و تخم تره تیزک و شب خیزکو به هندی هالم نامند؛ از جنس تره تیزک است و بری و بستانی می‌باشد. مستعمل بستانی آن است هم گیاه و هم تخم آن.
نبات آن گرم و خشک در دوم و تخم بستانی آن که حب‌الرشاد است در سوم گرم و خشک و گیاه بری آن از بستانی در افعال قوی‌تر و همین‌طور تخم بری آن از تخم بستانی
به عربی فرفخ، و رجله، حسیب و به فارسی خرفه و نورک و به هندی نیز رجله نیز نامند؛ دو نوع است بزرگ و کوچک. گیاه بزرگ آن کم‌تر از زرعی و ساق آن مفروش بر زمین و به سطبری انگشتی و بسیار نازک و شکننده و مایل به سرخی و برگ آن مایل به تدویر(گرد و مدور) و اندک ضخیم و گل آن سفید و تخم آن سیاه ریزه و در برگ آن لزوجتی و در شاخه‌های آن قوت قبضی می‌باشد.
طبیعت آن در سوم سرد و در دوم تر و در سوم نیز تر گفته‌اند با اندک قوت قبضی
به شیرازی شفترک، به اصفهانی خاکشی و به تبریزی سوردن و به ترکی شیوران و در مازندران گیاه آن را شلم بی و به اصفهانی خاکشی گویند؛ تخمی است ریزه و اندک طولانی و دو نوع می‌باشد. یکی ریزه و رنگ آن مایل به سرخی و طعم آن اندک مایل به تلخی و دوم از آن بزرگ‌تر و رنگ آن سرخ مایل به تیرگی.
نوع صغیر آن در اول دوم گرم و در اول تر و کبیر آن در آخر دوم گرم باشد
دو صنف می‌باشد بستانی که خشخاش سفید و بری که خشخاش سیاه است.
در نوع بستانی پوست آن در دوم سرد و در اول خشک و بعضی در سوم گفته‌اند و افیون ناگرفته آن قوی‌تر از افیون گرفته آن و تخم آن در دوم سرد و در اول تر و مخدر و منوم
خشخاش بری در آخر سوم سرد و در دوم خشک است.
مشهور به حب‌السلاطین و به فارسی تخم بیدانجیر خطائی و به هندی چیپان و جمال کوته نامند؛ ثمر درختی است در غلافی و اکثر سه عدد در یک غلاف و هر یک باز در غلافی به قدر پستۀ بسیار کوچکی و در طول از آن کم‌تر و هر دو غلاف آن در خامی سبز و غیر منقط(نقطه نقطه) و مغز آن دو پارچۀ به هم پیوسته مانند مغزهای دیگر و سفید رنگ.
طبیعت آن مغز آن در اول چهارم گرم و خشک و در نهایت حدت و زبانه آن در آخر چهارم و با سمیّت
به یونانی ساریقون و به فارسی درمنه نامند؛ نباتی است قریب به بلندی شبت و گل آن خوش‌بو و تلخ و با اندک حدت شبیه به افسنتین رومی و لیکن قبض این از آن کم‌تر و گرمی این از افسنتین زیاده و برگ‌های آن ریزه نازک شبیه به برگ سداب و بعضی مایل به زردی و بعضی مایل به غبرت(تیرگی) و گل آن زرد و سرخ و آن اقسام می‌باشد جبلی و صحرایی و جبلی قوی‌تر از صحرایی و رومی، ارمنی و ترکی و بهترین آن ارمنی است.
گرم و خشک در سوم و در دوم نیز خشک گفته‌اند
|◄ 1 2 ►|