محل تبلیغات

داروخانه پیک شفا

خشکبار

طبیعت آن در دوم گرم و در اول تر می باشد
به فارسی بادام نامند؛ ثمری است بری و بستانی و کوهی می‌باشد و هر واحد شیرین و تلخی دارد شیرین را لوزالحلو و به فارسی بادام شیرین نامند.
طبیعت آن در اول گرم و تر و معتدل نیز گفته‌اند و روغن آن معتدل در گرمی و سردی و بغایت مرطب دماغ خصوص تازۀ آن
معرب پستۀ فارسی است؛ ثمر درختی است شبیه به درخت بطم که به فارسی سقز نامند و از آن کوچک‌تر و اغبر بی‌خار و مدتی می‌ماند و ثمر آن در اول نیسان(اردیبهشت) پیدا می‌شود و به ایلول(آذر) ماه می‌رسد و بستانی و جبلی می‌باشد.
مغز آن در دوم گرم و خشک و بعضی تر دانسته‌اند به رطوبت فضلیه و این صواب(درست) است و بعضی سرد دانسته‌اند و این غلط است و پوست سرخ ملاصق مغز آن معتدل در حرارت و خشک و پوست سبز بیرون آن سرد و خشک
به فارسی شکر نامند؛ عصارۀ نی شکر است و آن شبیه به نی است و لیکن غیر مجوف و شاداب و سفید و سرخ می‌باشد و شکر سفید را از سفید آن و شکر سرخ را از سرخ آن به عمل می‌آروند. چون شکر سفید را به آب گداخته بجوشانند و کف شیر و یا سفیدی تخم‌مرغ بر آن زنند و سافی نموده منعقد گردانند آن را نبات سفید گویند و چون مرتبه دیگر تصفیه کرده در ظرفی بریزند که در آن جدا گردد آن را شکر سلیمانی گویند و چون دیگر بار طبخ نموده تصفیه نمایند و در قالب صنوبری بریزند آن را فانیذ گویند.
سفید آن در دویم گرم و در اول خشک و آب نی شکر تازه در دویم گرم و در اول تر و شکر سرخ در آخر دویم گرم و در آخر اول خشک و سلیمانی در آخر اول گرم و در اول تر و طبرزد و نبات قریب به اعتدال و هر چند زیاده آن را تصفیه نمایند حلاوت و حرارت آن کم تر و معتدل‌تر می گردد و لطیف‌ترین همۀ اقسام قند مکرر پس نبات قرازی پس قند پس نبات است و هم چنین و هر چند شکر کهنه‌تر گردد بهتر می‌شود و بر یبوست آن می‌افزایند
به فارسی فندق گویند؛ ثمر درختی است جبلی و در صحرا و بساتین نیز به ندرت بروید و مخصوص به بلاد بسیار سرد است ثمر آن سه پهلو مائل به تدویر و مغز تازۀ آن سفید و کهنه آن مائل به زردی و با دهنیت بسیار مانند مغز بادام دو پارچه و بر بالای آن پوست نازکی سرخ مائل به تیرگی و بر بالای آن پوست صلب صدفی جوزی رنگ و بعد کمال رسیدن شکسته مغز آن را تناول می‌نمایند.
گرم در آخر اول و خشک در اوایل آن جمیع اجزای درخت آن تا اغصان(جمع شاخه‌ درخت) و برگ با قوت قابضه و عفوصت و تجفیف خصوصاً پوست بیرون آن و جفت ما بین مغز و پوست صدفی آن در غایت یبس و روغن آن گرم و خشک در دوم است
به فارسی گردکان و چهار مغز و گردو نامند؛ ثمر درختی است عظیم و برگ آن پهن و اندک طولانی و فی‌الجمله(روی هم رفته، در هر حال) ضخیم و آن ثمر را سه پوست می‌باشد.
طبیعت آن در دوم گرم و در اول خشک و با رطوبت فضلیه و تازۀ آن را گرمی و یبوست کم‌تر و در رطوبت فضلیه زیاده و هر چند خشک گردد در یبوست و حرارت آن می‌افزاید و رطوبت آن کم می‌گردد؛ شیخ‌الرئیس در سوم گرم و در اول دوم خشک گفته
به فارسی مویز نامند؛ معروف است و آن انگور رسیده به درخت خشک شدۀ آن است و انواع می‌باشد به حسب انواع انگور و بهترین همه پر گوشت شیرین کم دانۀ فربه آن است و بدترین همه خشک کم گوشت پردانه آن است.
طبیعت آن به حسب انواع مختلف می‌باشد؛ آنچه از انگور سفید است گرمی آن کم‌تر از سیاه آن و هم چنین بسیار شیرین آن را گرمی زیاده از کم شیرین و مایل به ترشی آن نیز و معتدل‌ترین همه سفید و بعد از آن سرخ و بعد از آن سیاه آن و خشک کم گوشت پر دانه مایل به یبوست و قابض و دانه آن سرد در اول و خشک در دوم
|◄ 1 ►|