محل تبلیغات

داروخانه پیک شفا

میوه ها و سبزیجات

قراصیا که به فارسی شیرین آن را گیلاس و ترش آن را آلوبالو و آلبالو نیز نامند؛ ثمر درختی است شاخه‌های آن پریشان و سرخ رنگ و برگ آن نیز سرخ رنگ و شبیه به درخت زردآلو و برگ و شاخه و ثمر آن کوچک و مدور و به چوبی باریک بلند پیوسته به شاخه آن و اکثری آویخته و دو عدد با هم و در خامی سبز و عفص و نیم رس آن سرخ و ترش و رسیدۀ آن بنفش و میخوش یعنی چاشنی‌دار با اندک تلخی غیرمحسوس و تخم آن کوچک به قدر نخودی متوسط و پوست آن صلب و سفید رنگ و مغز آن سفید
آنچه خام است سرد و خشک و قابض در اول و آنچه نیم رس و سرخ و ترش است سرد و خشک در اول دوم و رسیدۀ چاشنی‌دار آن در آخر دوم
ثمری است مشهور و معروف ترش آن را به فارسی آلو نامند. و آن دارای گونه ها و رنگ های مختلف و بستانی و کوهی می‌باشد و بستانی آن دارای گونه ها و رنگ های مختلف می‌باشد صنفی سیاه و بسیار بزرگ و از مطلق آن مراد آن است و صنفی زرد و این بزرگ و کوچک نیز می‌باشد به فارسی آلوچه می‌نامند که آلوی کوچک است و این نازک‌تر است و سردترین و لطیف‌ترین گونه آنست و سفید آنرا در عراق شاهلوج یعنی شاه‌آلو و آلوچه سلطانی و صنفی سرخ و صنفی از سرخ آن بسیار ترش می‌باشد و سرد است؛ قائم مقام تمرهندی در فرو نشاندن آتش و تشنگی و رقیق کردن مواد و آنرا کشیه نامند و چون خشک گردد سیاه و ازرق شود و صنف کوهی آن کوچک و بسیار ترش می‌باشد و شیرین نمی‌گردد و با قوت قابضه و درخت آن کوچک‌تر از بستانی است و اجاص چون مطلق مذکور شود مراد از آن آلوی زرد بخارائی است که تازه آن زرد کهربائی شفاف میخوش نیکو طعم می‌باشد و بهترین گونه آن در خراسان می‌ باشد و آنچه جاهای دیگر می‌شود مانند آن نیست و بعد از آن آلوی سیاه فارسی است.
سیاه رسیده و شیرین آن سرد در اول و تر در دوم و زرد میخوش آن سرد در وسط دوم و تر در آخر آن و گوشت و پوست آن نازک و طعم آن اندک مایل به تلخی باشد با اندک قوت قابضه و بالجمله سرد، ترش آن زیاده از شیرین آن است و نارس ترش آن سرد در وسط دوم و تر در آخر و برگ آن سرد در اول و خشک با قوت قابضه
طبیعت آن سرد و لطیف است
به لغت طبرستان اسم نوع کبیر زعرور است و به ترکی ازگیل نامند و دوام این زیاده از آن.
طبیعت و افعال و خواص آن قوی‌تر از زعرور صغیر و قابض‌تر و لذیذتر از آن است
به فارسی اسفناج و اسپناج نامند؛به هندی پالک و پالک هندی قطف نامند. گیاهی است معروف بستانی و بری نیز می‌باشد و بستانی آن برای خوردن استفاده می شود و بهترین آن باران خورده آن است.
طبیعت آن در آخر اول سرد و تر، در گرمی و سردی معتدل است لذا با کلیه مزاج های گرم و سرد سازگاری دارد
به فارسی انار نامند؛ انواع می‌باشد بری و بستانی و بهترین آن بستانی شیرین بی‌دانۀ آن است که املسی نامند لطیف‌تر از سایر اقسام و رسیدۀ بزرگ دانۀ شاداب آن است.
مطلق آن بارد رطب و برودت آن از دوم نگذشته و رطوبت آن از اول با قوت قابضه و پوست آن بارد یابس شدیدالقبض رافع و ترش آن سردتر از شیرین آن و خالی از یبسی نیست و انار ترش جارد(جراحت) و خراشندۀ امعا است حتی آنکه اگر ناشتا بسیار بخورند سحج امعا بهم رسد و استسقای بارد را مضر و گل انار شدیدالقبض بارد است و جمیع اجزاء درخت آن شدیدالقبض‌تر
شیرین آن سرد به اعتدال و در اول تر و با قوت، انار میخوش(ترش و شیرین) در سردی و تری مایل به اعتدال و در سایر افعال غریب به انار شیرین، انار ترش در دوم سرد و خشک و قابض
معرب انبه لغت هندی است وانب نیز نامند؛ ثمر درخت هندی است و درخت آن بسیار عظیم و بزرگ‌تر از درخت کردکان به اختلاف اراضی و اهویه بعد از سه چهار سال از نشانیدن تخم آن و تا هشت و نه سال به ثمر می‌آید و تا 56 سال ثمر می‌دهد و در بعضی اشجار تمام سال ثمر می‌دهد. ثمر آن در ابتدا بسیار عفص و آهسته آهسته ترش می‌گردد و پس شروع می‌نماید به شرینی و شیرین می‌گردد.
آنچه خام است سرد در دوم و خشک در اول و مولد بلغم و سودا و شیرین رسیده آن گرم و خشک در دوم
به فارسی انجیر نامند؛ بری و بستانی و کوهی می‌باشد و هر یک نر و ماده و سفید و سیاه و بری آن غیر جمیز است.
طبیعت آن در اول گرم و در دوم تر و بعضی در دوم نیز گرم گفته‌اند و بری آن گرم‌تر از بستانی و در رطوبت کم‌تر
به فارسی انگور و به ترکی اوزم و به هندی تاک نامند؛ ثمری است معروف که از درخت تاک که رز نیز نامند به هم می‌رسد و صیفی(تابستانی) و شتوی(زمستانی) می‌باشد و صیفی آن را انواع و اصناف بسیار است.
با قوای مختلفه است و انواع کثیره و مطلق رسیدۀ آن در آخر اول گرم و تر و بعضی بسیار شیرین آن را تا دوم گرم و تر دانسته‌اند
دانه آن در دوم سرد و خشک ، پوست آن سرد و خشک در اول و مولد ریاح، انگور نارس و غوره و عفص سرد و با قوت قابضه و کثیفه
معرب بادنگان فارسی است، به عربی معز، وغد و به هندی بیکن نامند. معروف است، بری و بستانی می‌باشد و ثمر بستانی آن مستعمل است غذاء و دواء و بهترین آن تازۀ کم تخم پوست بنفش براق مدور و اندک طولانی آن است و سفید به اوصاف مذکوره نیز خوب می‌باشد.
طبیعت آن گرم و خشک در دوم منسوب به مشتری است و بعضی در سوم خشک گفته‌اند
به فارسی به و آبی و به ترکی حیوار نامند؛ ثمری است معروف و سه صنف می‌باشد شیرین که آن را به آزاد نامند، ترش محض و ترش و شیرین که به فارسی میخوش نامند.
شیرین آن در حرارت و برودت قریب به اعتدال و گویند مایل به حرارت و در آخر اول تر است، شیخ‌الرئیس در آخر اول سرد و در اول دوم خشک گفته، ترش آن در اول سرد و در دوم خشک، میخوش آن در حرارت و برودت معتدل و در دوم خشک، رب به ترش در آخر اول سرد و خشک و قابض، رب به شیرین قریب‌الاعتدال و یبوست در آن غالب و قبض آن کم‌تر از ترش آن و در جمیع افعال مانند آن، شکوفه تازه آن معتدل با قوت قابضه، روغن به سرد و تر و قابض، به‌دانه یعنی تخم آن در دوم سرد و تر با اندک قوت قابضه
معرب از پودنه و یا پودنک فارسی و به عربی حبق نامند؛ سه نوع بری، جبلی و نهری.
بری آن در اول سوم گرم و خشک
فودنج جبلی را که به فارسی پودنۀ کوهی نامند نبات آن بسیار تند در طعم و بو و برگ آن از برگ بری بزرگ‌تر و سفید رنگ مزغب مانند صوف(پشم‌گوسفند) و برگ مشک‌ طرامشیع شبیه به برگ صنفی آن نمام(سوسنبر) نامند.
فودنج نهری به فارسی پودنۀ بستانی و دو نوع می‌باشد نوعی را برگ مانند برگ ریحان کوهی و ضخیم‌تر و خشن‌تر از بری و شاخه‌های آن پرگره و باریک و بر زمین پهن و گل آن بنفش و در کنار آب‌ها و بساتین روید و نوعی شبیه به نعناع و برگ آن درازتر از برگ نعناع و تند طعم و خوش‌بو و رنگ آن مایل به زردی و ساق آن قوی‌تر.
نهری آن در آخر دوم گرم و خشک است.
به فارسی پیاز نامند و به هندی به این نام نیز مشهور است؛ بری و بستانی می‌باشد. بری آن در چشم سارها و کوه‌ها کثیرالوجود و طعم و برگ و بوی آن مانند پیاز و قوی‌تر از بستانی است و بستانی آن سفید و سرخ و بزرگ بالیده و کوچک می‌باشد، بهترین همه سفید بزرگ بالیدۀ آب‌دار آن است.
مجموع آن در آخر سوم گرم و در اول سوم خشک با رطوبت فضلیه، تخم آن در آخر دوم گرم و خشک
به فارسی ترب و به شیرازی تربزه نامند؛ معروف و در اکثر بلاد می‌شود و دو نوع بری و بستانی و شامی نیز می‌باشد.
تخم آن گرم در سوم و خشک در دوم و بیخ آن در اول گرم و در دوم تر و گرمی پوست و برگ آن زیاده از اصل آن و بری آن اقوی و احد(تندتر و تیزتر) از بستانی در جمیع اجزا
معرب ترخانی فارسی است؛ نباتی است معروف در بلاد ایران خصوص در فارس و در شیراز کثیرالوجود و مانند سبزی‌های دیگر از نعناع و پودنه و جرجیر(تره تیزک) و مانند این‌ها با نان و پنیر و غیره می‌خورند و بری و بستانی می‌باشد.
طبیعت آن در سوم گرم و خشک خصوص بری آن و بستانی آن را در اول گرم و خشک نیز گفته‌اند و با قوت مخدره
به فارسی نوع صغیر آن را اترنج و نوع کبیر آن را بالنگ و گفته‌اند که ترنج معرب لغت اهواز است؛ بدان که آن دو صنف است یکی صغیر و پوست آن مستوی املس و دو طرف آن باریک و این را به فارسی ترنج نامند و صنف دوم کبیر و پوست آن غیر مستوی و دو طرف آن چندان باریک نیست بلکه طرف متصل شاخ درخت اندک پهن‌تر و طرف دوم آن اندک باریک‌تر و این را به فارسی بالنگ نامند و رنگ پوست هر دو صنف آن زرد و طلائی است و رائحه آن طیب خصوص صغیر آن و طعم آن تلخ و لحم آن سفید و ضخیم و اندک شیرین و مغز آن که در میان پرده‌های غلیظ طولانی که در میان غلاف‌های بسیار نازک است پر آب از صنف شیرین آن شیرین و از ترش آن ترش و تخم آن اندک طولانی فی‌الجمله صنوبری شکل در غلاف سفید و مغز آن سفید و طعم آن اندک تلخ و درخت آن فی‌الجمله شبیه به درخت لیمو و به بلندی یک قامت تا یک و نیم قامت و شاخه‌های آن پهن و درهم و برگ آن اندک طولانی و عریض با تشریف و رنگ آن سبز و خوش‌بوتر و بزرگ‌تر از برگ لیمو و نارنج و گل آن سفید و برگ‌های آن طولانی باریک اندک ضخیم و در وسط آن تارهای باریک زرد رنگ و بسیار خوش‌بو غلیظ‌تر از بهارنارنج و جمیع آن اجزای درخت آن در طب مستعمل است و چون اطلاق لفظ اترج نمایند مراد ثمر آن است و منبت آن بیش‌تر بلاد گرم‌سیر خصوصاً که با رطوبت باشد و زرین درخت نیز نامند.
پوست زرد آن گرم در اول و خشک در دوم و بعضی گرم در دوم گفته‌اند و شحم آن یعنی لحم آن که در زیر پوست زرد آن است آنچه مغز آن شیرین است سرد و تر در دوم و لیکن برودت آن زیاده است از رطوبت آن و آنچه ترش است سرد و خشک در سوم و گویند در اول سرد و تر و گویند در تری و خشکی معتدل است و حماض آن یعنی مغز ترش آن در آخر دوم سرد و خشک و بعضی در سوم گفته‌اند و شیرین آن سرد و تر و تخم آن در اول سوم گرم و در دوم خشک و برگ و شکوفه آن در آخر دوم گرم و خشک است
به فارسی گندنا و به اصفهانی تره نامند؛ نباتی است معروف و در اکثر بلاد می‌شود و بری و بستانی و جبلی می‌باشد.
طبیعت آن در سوم گرم و در دوم خشک، تخم آن در آخر دوم گرم و خشک است.
به عربی صبار و حماروحوش و به هندی انبلی نامند؛ ثمر درختی است هندی در غلافی مانند باقلا الا آنکه از آن پهن‌تر و پوست آن بعد رسیدن اندک صلب صدفی می‌گردد به خلاف باقلا و مغز آن پوست دیگر ندارد و طول آن به قدر شبری و دو نوع می‌باشد.
ثمر هر دو نوع آن در اول سرد و در دوم خشک و در سوم نیز گفته‌اند و خشکی سرخ آن زیاده؛ شیخ‌الرئیس در دوم سرد و خشک گفته، دانه آن در سوم سرد و خشک و قابض
شامل توت سفید و سیاه می شود
ثمر درختی است معروف شیرین و ترش می‌باشد.
شیرین آن گرم در آخر اول و تر در آخر دوم و بسیار شیرین آن تا دوم گرم و با قوت قابضه و بارده و ترش آن در دوم سرد و در اول خشک و قابض خصوصاً خشک آن که قائم مقام سماق است
به فارسی چغندر نامند؛ دو نوع است یکی بزرگ سرخ تیره و شیرین و برگ آن پهن‌تر و آن را سلق اسود نامند و دوم گلابی رنگ مایل به زردی و شیرینی این کم‌تر و برگ آن ریزه نازک زرد رنگ و ساق این باریک فی‌الجمله شبیه به اسفناج و این را سلق ابیض گویند، بهترین آن شیرین بی ریشه آن است و سفید آن در مداوا بهتر از سرخ آن است.
مرکب‌القوی به حرارت در اول و یبوست و بورقیت و قوت قابضه و رطوبت مائیه فضلیه و سیاه آن با قوت قابضه و سفید آن با محلله
|◄ 1 2 3 ►|