محل تبلیغات

داروخانه پیک شفا

گیاهان دارویی

کبیکه و به اصفهانی موشک نامند؛ اصناف بسیار است صنفی برگ آن شبیه به برگ گشنیز و از آن عریض‌تر و مایل به سفیدی و با رطوبت لزجه و گل آن زرد و بنفش نیز و ساق آن باریک به قدر یک زرع و بیخ آن سفید تلخ و منشعب مانند شعب‌های خربق و منبت آن قریب آب‌های جاری صنف دوم نیز شبیه به صنف اول و از آن بزرگ‌تر و بسیار حریف و گل آن بنفش و این را سالتین اغریون نامند و صنف سوم نبات آن بسیار کوچک و گل آن زرد طلایی و کریه‌الرائحه و صنف چهارم نیز شبیه به صنف سوم و گل آن سفید به رنگ شیر.
اصناف آن گرم و خشک در آخر دوم و در سوم نیز گفته‌اند
سوسنبر، اسم فارسی نمام است و به فارسی نیز سه‌سنبل و سی‌سنبل و به عربی نمام الملک نامند؛ نباتی است از قبیل ریحان و ما بین نعناع و فودنج، بری و بستانی می‌باشد.
طبیعت آن گرم و خشک در سوم و نیز در آخر دوم گرم و در اول آن خشک گفته‌اند
به عربی رقعا و به یونانی آقطی گویند؛ دو صنف می‌باشد کبیر و صغیر و مطلق آن مراد صغیر آن است و مستعمل بیخ آن است.
خمان صغیر نام دیگر پلم و خمان کبیر نام دیگر آقطی سیاه که طبیعت آن در دوم سرد و خشک و سردی آن غالب با اندک گرمی است.
به فارسی گل آفتاب پرست نامند؛ گیاهی است به قدر ذرعی بری و بستانی می باشد. برگ آن شبیه به برگ جرجیر با اندک زغبی گویا بر آن غباری نشسته و نرم بدون دندانه و گلهای آن زرد طلایی و بزرگ و پهن و درخشنده و در وسط آن گلها و برگهای ریزه سیاه مایل به سرخی و تند بوی و خوش منظر و همیشه رو به آفتاب دارد و با حرکت آفتاب حرکت می نماید و شب پژمرده می گردد و بوی بری آن قوی تر از بستانی آن است.
طبیعت آن گرم و خشک است در اول سوم و بعضی در دوم گفته اند و گرمی گل آن زیاده از سایر اجزای آن.
به فارسی آمله گویند؛ به هندی انوله نامند و شیر پروده آن را شیر املج گویند. ثمر درخت هندی است طعم آن ترش و با عفوصت بسیار.
طبیعت آن در دوم سرد و در اول سوم خشک و شیر پرورده آن در اول سرد و در دوم خشک و بعضی گرم دانسته‌اند و فی‌الحقیقه بارد است و در یبوست آن همه متفق‌اند
لغت یونانی است ابوقاوس و اوقاس نیز گویند؛ و معروف به اسم غاسول رومی که در بلاد شام و مصر و انطاکیه بسیار است و از بیخ آن جامه شویند؛ گیاهی است تر و تازه ما بین درخت و گیاه، برگ آن شبیه به برگ زیتون و از آن باریک‌تر و ما بین برگ‌های آن خارهای باریک خشک سفید رنگ و گل آن سفید شبیه به گل لبلاب کبیر که به یونانی قسوسا نامند و شاخه‌های آن پراکنده و بیخ آن قوی پر از رطوبت تلخی قسمت بکار برده شده برای درمان بیخ و عصاره و رطوبت آن است. و طریق اخذ رطوبت آن یعنی شیره آن این است که با آرد گاودانه آمیخته خشک می نمایند و خالص آن را نیز و گل آن را ساییده دست به آن می شویند خوشبو و معطر است و به این سبب آن را غاسول می نامند.
در اول سوم گرم و خشک
به هندی بریشم، به فارسی ابریشم نامند؛ پیله‌های کرمی خاص است که با خورانیدن برگ توت ریزه کرده نتاج از آن می‌گیرند و آن را از لعاب دهن خود بر خود پیله می‌تند.
خام آن گرم و خشک در اول و بعضی معتدل در خشکی و تری و نخ جوش داده آنرا مایل به خشکی گفته‌اند
معرب از ارغوان فارسی است؛ درختی است که منبت آن فارس است گل آن بسیار سرخ و مائل به بنفش و انبوه و نیکو منظر و بوی چندان ندارد و طعم آن اندک شیرین و می‌خورند آن را و فارسیان آن گل را تنقل و مزه شراب می‌کنند و اعتقاد ایشان آن است که تفریح می‌آورد و حلق و آواز را نیکو و صاف می‌گرداند و چوب آن رِخو(سست و نرم) و سبک و ثمری ندارد مگر تخمی که از آن مثل آن روید و حافظ نوع آن باشد.
طبیعت آن گرم مائل به اعتدال است.
به فارسی مامیثای سرخ، به هندی بن پوسته نیز نامند؛ گیاهی است شبیه به خشخاش بری و برگ آن مشرف و شبیه به برگ شقایق‌النعمان و گل آن سرخ و سر آن شبیه به سر خشخاش و طولانی‌تر از آن و سر آن پهن و بیخ آن مستدیر(گرد و مدور) و رنگ رمعه یعنی لبن آن زرد زعفرانی.
طبیعت آن حار حاد است.
به معنی حافظ‌الارواح، به هندی دهارو نامند.گیاهی است بهاری به قدر زرعی بیشتر در جاهای نمناک می روید و در فاصله ماه های خرداد و تیر ظاهر می شود و برگ آن شبیه به برگ صعتر و از آن درازتر و باریک و گل آن سروی شکل انبوه شبیه به خوشه جو، بسیار کوچک‌تر از آن و بنفش و مایل به سفیدی و به آن زردی و سرخی و کرک و پرزدار و نرم و ثقیل‌الرائحه و اندک تلخ و گزنده و تخم آن بسیار ریزه و اندک عریض و زرد تیره مائل به سیاهی فی‌الجمله شبیه به ارزن خرد و بوی آن بعد اندک مالیدن به دست شبیه به بوی کافور.
یکی از مشهورترین گیاهان دارویی است و دارای طبع گرم و خشک در درجه دوم می باشد. ابن سینا حکیم ایرانی آنرا گرم در اول و خشک در دوم می داند و به هر حال ترکیبی از عناصر جوهری خاکی سرد و لطائف آتشی است ابن تلمیذ تخم آن را دارای طبیعت گرم در اول و خشک دردرجه دوم و عناصر ترکیبی خاکی و آتشی می داند
به فارسی دواله و دوالک نامند؛ به هندی چهریله، چریره، اکسیر، سیخ نیز نامند چیزی است شبیه به ریسمان‌های باریک و پهن با هم پیچیده و درهم بافته و بر شاخه‌های درخت بلوط و صنوبر و سایر درخت‌ها متکون می‌گردد بهترین آن، آن است که هر دو روی آن سفید و خوش‌بو باشد و زبون‌ترین آن سیاه است.
طبیعت آن معتدل در گرمی و سردی و با قوت قابضه و برخی گرم و خشک در اول است.
به معنی دواءالجنون و سس صغیر نامند؛ به هندی کاس بیل نیز نامند. گیاهی است سرخ رنگ و ربیعی و تا صیف(تابستان) نیز می‌ماند و فروع و شاخه‌های آن مانند خیاطه(نخ) و ریسمان باریک بر نباتات و اشیائی که نزدیک آن می‌باشد می‌تند و برگ آن بسیار ریزه و تخم آن از خردل ریزه‌تر و سرخ مایل به زردی و گل آن ناریخته تخم می‌بندد و از تیرۀ پیچکیان است.
جالینوس گرم و خشک در سوم دانسته و حنین و دیگر اطبا گرم در سوم و خشک در آخر اول و بعضی نیز خشک در دوم گفته‌اند
خاراگوش، به فارسی مروه گویند؛ به هندی بُقری و شتارو نیز نامند. گیاهی است ما بین شجر و گیاه و شبیه به بابونه گاو چشم و ساق آن بلند و شاخه‌های آن انبوه و پر برگ شبیه برگ صعتر و غبارآلود و با اندک زغب(موی ریزه) و گل آن مانند گل بابونه و از آن ریزه‌تر.
طبیعت
طبیعت آن گرم در اول و خشک در سوم و بعضی گرم در اول دوم و خشک در آخر گفته‌اند و این اصح است
به عربی لبن خشخاش و مرقد و به بربری تریاق، به فارسی نیز تریاک نامند. آن را به سه چیز؛ اول بر لبن خشخاش خواه خشخاش سفید باشد خواه سیاه. دوم بر لبن خشخاش سیاه و این نزد قدمای اطبا است جهت آنکه در آن زمان زرع خشخاش سفید نبوده و از خشخاش سیاه صحرائی لبن می‌گرفته‌اند و بستانی آن بسیار کم بوده مگر در مصر. سوم بر عصاره خشخاش سیاه که به آفتاب خشک نمایند.
در مزاج آن اختلاف بسیار شده است؛ جمهور اطبای یونان آن را سرد و خشک و برودت آن را در نهایت مراتب می‌دانند که چهارم است و در آن نیز اختلاف است؛ بعضی در اول چهارم و بعضی در اوسط و هم چنین است قول در یبوست آن بعضی گفته‌اند که یابس است در سوم و بعضی گفته‌اند یبوست آن قوی است و جمله اطبای هند آن را گرم و خشک و متأخرین اطبای فارس که تابع اطبای یونانند اکثراً آن را سرد می‌دانند و بعضی گرم و آنچه بالفعل مشهور میان اطبا است متخذ از خشخاش سیاه بری بارد یابس است در چهارم و متخذ از خشخاش سیاه بستانی بارد یابس و در آخر سوم و از خشخاش سفید بستانی بارد یابس در اول سوم و متخذ از کوزه شقایق‌النعمان اکثراً آن را گرم می‌دانند و بعضی سرد
به یونانی قرظ ثمر سنط است که از آن صمغ عربی بعمل می آید، به هندی کیکر و ثمر آن را کیکر کارس نامند. باصح اقوال عصاره نوعی از امغیلان است که قرظ(بار درخت سنط که از عصارۀ آن اقاقیا برآید، کِرِت و خرنوب مصری نیز گویند) نامند؛ آنچه قبل از رسیدن آن کوبیده گرفته باشند قبل از جفاف(خشک گردیدن) سرخ یاقوتی رنگ و بعد از خشکی سبز مایل به سرخی و سیاهی و آنچه بعد از رسیدن اخذ نمایند سیاه می‌باشد مختار و مستعمل نوع اول است که طیب‌الرائحه سبز مایل به سیاهی سنگین و صلب باشد.
طبیعت آن غیر مغسول آن سرد در اول و خشک در اول سوم و مغسول آن سرد و خشک در دوم
معروف به کف عایشه و کف مریم است؛ به هندی هنس بدی نیز نامند. دو قسم می‌باشد قسمی بیخ گیاهی است برگ آن شبیه به گندنا و ساق آن باریک و بلند و گل آن بنفش از پایین ساق تا بالای آن پر گل و بیخ آن مقدار کف دست طفلی و متشعب به بیخ یا شش شعبه شبیه به پنجه کوچکی و مملو از رطوبت و رنگ آن زرد و یا ابلق(دو رنگی) از زردی و سفیدی و اغبر و بیشتر مائل به زردی و طعم آن اندک شیرین و منبت آن زمین‌ها رملی و قریب به دریا. قسم دیگر بیخی است شبیه به ناخن شیر و پلنگ و این گرم‌تر و تندتر از اول.
طبیعت آن گرم در دوم و خشک در سوم و نیز خشک در دوم گفته‌اند
آنرا صابع الملک نامند، به فارسی گیاه قیصر، شاه‌افسر و ناخنک گویند و به هندی نیز پرنگ نامند ؛ دو صنف می‌باشد و گیاه هر دو صنف شبیه به هم اما ثمر یک صنف هلالی شکل و در غلافی مانند تخم ترب و تخم‌های آن مدور و ریزه‌تر از خردل و بعضی را تخم شبیه به حلبه و غلاف غیر هلالی و ثمر صنف دوم باریک‌تر و هلالیت آن کم‌تر و برگ آن مدور به قدر درهمی و شاخه‌های آن باریک و درشت و صلب و پراکنده و بعضی منبسط بر روی زمین.
طبیعت آن گرم و خشک در اول و بعضی مرکب‌القوی و جزو حار یابس در آن زیاده از جزو بارد گفته و دیسقوریدوس معتدل در حرارت و برودت دانسته
اکلیل کوهی(رزماری)، به یونانی اوقلا اقانا نامند ؛ گیاهی است به قدر زرعی منبت آن بیش‌تر جبال و مواضع صخریه و خشنه و از این جهت آن را اکلیل‌الجبل نامند. برگ آن دراز و باریک و انبوه و مائل به سیاهی و شاخه آن صلب و گل آن در میان برگ‌ها رسته و مائل به سفیدی و ثمر آن صلب مائل به استداره و تخم آن ریزه و برگ و شکوفه آن با اندک تلخی و تندی و خوش‌بو و غیر قردومانا است.
طبیعت آن در سوم گرم و خشک است
به فارسی گز و به رومی موریقا نامند؛ چهار صنف می‌باشد یکی درختی است عظیم و برگ آن مانند برگ سرو و این را به عربی اثل و ثمر آن را عذبه، دوم درخت آن نیز عظیم شبیه به اثل و این را صنف بری است و بی ثمر و سوم کوچک، برگ های آن کم و گل آن سفید مایل به سرخی و در خوشه و نحل یعنی زنبور عسل آن را دوست دارد و ثمر آن مانند مازوی با عطریت و خوشبو و چهارم ثمر آن بی گل به هم می رسد و به قدر حب شاهدانه و سرخ مایل به سبزی و صباغان ثیاب را به آن رنگ می نمایند و خود دو صنف می باشد بزرگ و کوچک، و بهترین آن، آن است که در کنار آب‌های شیرین می‌روید.
طبیعت آن در اول سرد و در دوم خشک و بعضی در دوم نیز سرد گفته‌اند
|◄ 1 2 3 4 5 6 7 8 ►|