محل تبلیغات

اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل

تاریخ ثبت
یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵
اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل
 
💠این مقاله را با شعری معروف از مثنوی مولوی (علیه الرحمه) آغاز می کنیم:
 
پیل اندر خانۀ تاریک بود
                                                عرضه را آورده بودندش هُنود
از برای دیدنش مردم بسی
                                                اندر آن ظلمت همی‌شد هر کسی
دیدنش با چشم چون ممکن نبود
                                                اندر آن تاریکی‌اش کف می‌بسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد
                                                گفت همچون ناودان است این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید
                                                آن برو چون بادبیزن شد پدید
آن یکی را کف چو بر پایش بسود
                                                گفت شکل پیل دیدم چون عمود
آن یکی بر پشت او بنهاد دست
                                                گفت خود این پیل چون تختی بُد است
همچنین هر یک به جزوی که رسید
                                                فهم آن می‌کرد هر جا می‌شنید
از نظرگه گفتشان شد مختلف
                                                آن یکی دالش لقب داد این الف
 
💠داستان فیلی که در تاریکی بود و هرکس با کف دست جزوی از بدن او را لمس کرد و بر اساس آن در مورد شکل فیل نظر می داد، یکی از داستان های حکیمانه و پند آموز مولوی در کتاب جاودانه مثنوی است. اکنون در زمان ما مدعیان طب آنقدر زیاد شده اند و هر کدام طب خود را طب اصلی و طب پایه می داند و رشته های دیگر علوم پزشکی را نفی می کند؛ یکی مدعی است #طب شیمیایی یا همان طب غربی طب پایه و اصلی است و رشته های دیگر طبی یا نباید باشند یا اگر تأیید شوند فقط با اجازه طب مدرن آن هم به عنوان طب کمکی می توانند با محدودیت بسیار فعالیت کنند
 
💠برخی نیز طب اسلامی را تنها طب مورد قبول ارزیابی می کنند و بقیه را نفی می کنند. طب سوزنی، انرژی درمانی، طرفداران خام گیاه خواری، انرژی درمانی و همیوپاتی و طب چینی و هندی و پاکستانی و ده ها روش طبی مختلف در سراسر دنیا، طب سنتی نیز یکی از مدعیان پر قدرت در عرصه پزشکی امروز است که بسرعت در حال رشد و بالندگی است
 
💠این همه افکار مختلف و خط کشی های گوناگون که معتقدین به علوم طبی ترسیم می کنند حقیقتاً مردم را حیران و سرگردان کرده است. این اظهارات علمی ناهماهنگ و گاه متقابل ناشی از دیدگاه و زاویه نگرش افراد به مکاتب طبی است. این همان مصداق فیلی است که مولوی(علیه الرحمه) در مثنوی آورده است
 
🐘با دیدگاه های جزءی شکل فیل گاه بادبزن، گاه ستون، گاه تخت، گاه ناودان و چیزهای دیگر به نظر می رسد
 
💠اینجا یک دانشمند حکیم و دارای جهان بینی الهی است که می تواند شکل پیل را در تاریکی تشخیص دهد. این نگرش های محدود و جزء نگر نمی توانند مبانی یک طب جامع و پایه را درک کنند. به همین دلیل است که خود محور می شوند و دیگران را نفی می کنند. به این نکته هرگز توجه نمی کنند که به هر حال هر مکتب طبی دستاوردهایی دارد علیرغم انحرافات و خطاهایی که در مسیر پیشرفت خود داشته اند
 
⭕️اجازه دهید از طب مدرن یا همان طب غربی شروع کنیم. پر اشتباه ترین و خود محورترین و خودکامه ترین طب، طب مدرن است که خود را طب اصلی می داند. این طب که اکنون طب حاکم بر همه جوامع بشری است یک طب استعماری است که در خدمت استکبار جهانی و نظام سلطه است و اشتباهات و حتی جنایات زیادی را نیز مرتکب شده است اما بی انصافی است بگوییم دستاوردی برای بشر نداشته است. علیرغم این که مردم جهان را به غربی ها وابسته نگه می دارد اما خدمات زیادی نیز داشته است
 
✅درست آن است که از طب حاکم بودن دست بردارد و توسط یک هیأت علمی بی طرف خدماتش محترم شمرده و انحرافاتش اصلاح گردد. این طب باید در جایگاه یک روش طبی جزء نگر قرار گیرد نه طب اصلی والا سلامت جامعه بیش از پیش به مخاطره می افتد. لازم است فرهنگ #غربزدگی و علم زدگی از این طب زدوده شود
 
💠طب اسلامی نیز در میان مردم مطرح است. در تحلیل نهایی علیرغم این که این طب براساس سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(س) باید در بر گیرنده سایر علوم باشد اما اکثر دست اندرکاران این طب شریف آن را از سایر رشته های طبی جدا کرده و آن را بی نیاز از علوم پزشکی دیگر می دانند. این نگرش جزئی و خشک متوجه برخی از دست اندرکاران است والاّ روح طب اسلامی با نگرش های متعصبانه و انحصارگرایانه و نفی تلاشهای علمای پیشین بیگانه است. پیشوایان راستین تشیع علمای ماقبل خود را هیچگاه رد نمی کردند بلکه نقاط قوت آنان را تأیید و در مورد اشتباهات دیگران محترمانه نقد می کردند و این حقیقت در کتب حدیث فراوان است. اسلام دینی است که پیروان خود را به علم آموزی حتی اگر در اختیار کفار باشد بشدت تشویق می کند

💠بدیهی است ما اتهامات برخی از معتقدین را مبنی بر شرک و نفاق دیگر رشته های طبی به حساب طب اسلامی نمی گذاریم اما از برادران دانشمندمان در موضع رهبری طب اسلامی و ناقلان احادیث شریف نبوی می خواهیم که جلو این گونه اتهامات را بگیرند چراکه چهره پاک طب اسلامی باید با زیبندگی هرچه بیشتر در حوزه سلامت مسلمین بدرخشد. شایسته است دست اندرکاران محترم این طب در دنیای امروز که توده مردم بتدریج علم و استدلال را بر ظن و گمان ترجیح می دهند به مبتدیان این طب شریف گوشزد کنند که علت بیماری ها را از اجنه ندانند اگر هم عامل برخی بیماری ها را از جن می دانند با استدلال عقلی و علمی و با ذکر روایات معتبر آن را تعریف کنند. ما شیعیان باید زینت معصومین(س) باشیم و جذب کننده جوانان به دین اسلام باشیم. ما زمانی حق داریم از دعاها برای درمان بیماری ها استفاده کنیم که این دعاها مورد تأیید صددرصد علما و مراجع محترم تقلید باشد. در غیر این صورت در صورتی که بیمار نتیجه نگرفت خدای ناکرده آن را به حساب دین خواهد گذاشت. مانند آن بیماری نباشد که می گفت برای درمان پزوریاسیس (اگزمای منتشر و شدید) به طبیبی مراجعه کرده و او گفته که هر شب تا ۴۰ شب زبارت عاشورا بخوان❗️
 
💠طب سنتی نیز یک مکتب طبی است که از نظر جهان بینی با طب اسلامی یکی است. مشهورترین دانشمندان این طب از موحدین و دین مداران بوده اند. این طب سابقه ای بسیار دور در تاریخ علوم پزشکی دارد، این طب اندوخته های اولیه خود را مدیون انبیاء الهی می داند. پیشرفت های این مکتب پزشکی بسیار چشمگیر بوده است آنطور که تا همین اواخر در کشورهای غربی سرمشق پزشکان غربی قرار می گرفته است
 
💠متأسفانه با آنکه طب سنتی در حقیقت مبنای علوم پزشکی غرب بوده است از طرف اروپاییان مورد بی مهری و هجوم ناجوانمردانه قرار گرفت و پزشکی غربی در اولین تقابل خود با طب سنتی تئوری #اخلاط را که مورد قبول طب ایرانی و اسلامی و بسیاری از مکاتب مطرح دنیا بود رد کرد و بسوی علم مطلق پیش رفت و علیرغم امیدهایی که به این طب میرفت و خدماتی که کرد به انحراف گرایید و فجایع زیادی به بار آورد
 
💠طب سنتی ایران با اتکاء به دین اسلام و همسویی با طب اسلامی یکی از عقلانی ترین و علمی ترین و جامع ترین مکاتب طبی است که دارای قدمتی چندهزارساله است. دیدگاه و جهان بینی این مکتب طبی آن را قادر می سازد که بدون تعصب از دستاوردهای رشته های دیگر پزشکی استفاده کند. این طب با دیدگاه کل نگری که دارد از اجزاء غافل نمانده و کل را با اجزا و اجزا را با کل می سنجد
به همین دلیل است که پیشرفت این طب در طول تاریخ بسیار وسیع بوده است با راهنمایی های انبیاء بارور شد و با ظهور پیامبر اسلام(ص) جانی تازه گرفت و با هدایت های معصومین(س) بارورتر شد و از مکاتب طبی قبل از اسلام نیز بهره مند شد چرا که اسلام طلب علم را برای مسلمانان واجب کرده بود. اسلام از مسلمانان خواسته که علوم را بیابند حتی اگر در دست دشمنان باشد. آیا پیامبر اسلام (ص) در مقابل سواد آموزی، اسرای مشرکین را آزاد نکرد؟
 
💠محققان طب اسلامی و سنتی باید توجه کنند که طب جدید علیرغم انحرافات و تأثیرات فراوانی که بر رشد بیماری های مردم داشته و سبک زندگی مردم را بسوی ناسلامتی برده اما دستاوردهای علمی زیادی دارد که باید توسط حکمای طب سنتی و طب اسلامی شناسایی و مورد استفاده قرارگیرد. بر دینداران لازم است که این طب سکولار و خودکامه و سرکوبگر  را سر جای خودش بنشانند لازمه این کار آن است که دست اندرکاران رشته های طبی که متدین هستند از انحصار طلبی و نفی دیگران و خود محوری دوری گزینند. باید پیرایه های نامتجانس با طب اسلامی و طب سنتی را پاک کنند. لازم است دست اندرکاران طب در اصول و مبانی طب یک روش را بیاموزند و به دیگران نیز بیاموزند
 
⭕️نه این که یکی طامات بگوید و یکی شامات ببافد! یکی بگوید باید جن را از بدن بیمار بیرون آورد و دیگری با اوراد و اذکار بیمار را درمان کند و دیگری بیمار را وادار به گرفتن روزه های طولانی کند و دیگری بیمار رو به موت را ۴۰ روز با عنوان آب درمانی به آب ببندد و به اصطلاح خودش پاکسازی کند و اغلب مدعیان طب سنتی که شهرت هم دارند اصلاً پاکسازی نمی کنند و نسخه هایی می پیچند که آدم می ماند که این عرقیات و قرص و حب و معجون بر اساس چه اصول طبی برای بیمار پیچیده شده و چرا اغلب نتیجه نمی گیرند! آیا درست است که ما زیر مجموعه های خود را اصلاح نکنیم و تازه انحصار طلبی و خودمحوری و تکبر را سر لوحه کارمان قرار دهیم
 
⁉️آیا این روند همان روند طب غربی نیست که فکر می کند همه علوم در طب غربی جمع شده پس باید دیگران را سرکوب کرد

💠 محققان طب سنتی و اسلامی توجه کنند که روش های درمانی همیشه یک نسخه واحد و یک قانون لایتغیر نیست مثلاً خواص اسفند را در کتب طب سنتی بخوانیم و برای بیماران مرتب تجویز کنیم بدون آنکه به عوارض آن توجه کنیم، یا چون از سیاه دانه در احادیث اسلامی تعریف شده این را از داروهای اصلی برای اکثر بیماران قرار دهیم. یا برداشت شخصی خودمان را به عنوان قانون طب ابراز کنیم، مثلاً بگوییم تک دارویی درست است و نباید داروهای ترکیبی به مریض داد و به این ترتیب هزاران سال تجربه علمی حکیمان جهان را زیر سؤال ببریم. طبابت از رانندگی با یک ماشین قراضه با امکانات کم در یک جاده خاکی در زمستان همراه با کولاک برف و یخبندان و شب تاریک و ظلمانی در جاده ای پر پیچ و خم سخت تر است
 
💠پس باید بر علم  آموزی و ارتقاء کیفی طبیبان طب سنتی و طب اسلامی تأکید کنیم. باید طب اسلامی و سنتی را به سلامت از این آشفته بازار خارج کرد. متأسفانه بسیاری از  هواداران طب ایرانی و اسلامی هی لشکری شدند که به دنبال افراد مشهور و معروف می دوند. باید دید آنکس که در این میدان شهرتی به هم زده و بیماران زیادی هم به او مراجعه می کنند از هر یکصد بیمار چند نفر را با موفقیت درمان کرده است؟ چقدر در کمک به بیماران توفیق داشته؟ روزانه چند نفر را ویزیت می کند؟ چقدر از بیماران پول می گیرد؟ مبانی فکری او در علوم پزشکی چیست؟ مبانی اعتقادی و اخلاقی او چیست؟ 
‼️اینکه من مشتری زیاد دارم و شهرتم هم زیاد شده دلیل کافی بر این نیست که کارم خوب است
 
💠بگذریم، بیشتر بحث ما به طب ایرانی یعنی طب سنتی و طب اسلامی مربوط شد به این دلیل که طب ایرانی و اسلامی علیرغم سرکوب شدید وزارت بهداشت راه خود را در میان مردم باز کرده است. البته رشته های دیگر طبی نیز نباید فراموش شوند. طب سوزنی، همیوپاتی، انرژی درمانی، گیاه خواری، طب چینی، هندی، پاکستانی و ............ همه دستاوردهای خوبی دارند. اما باید یک نگرش جامع و کل نگر به ساماندهی این بازار آشفته بپردازد. طب اصلی و جامع تر را باز شناسد و تمامی رشته های طبی را زیر نظارت طب اصلی قرار دهد. البته که باید کار را به اهلش بسپارند نه اینکه طب غربی و رؤسای علوم پزشکی دانشگاه را مأمور کنند تا طب سنتی را ساماندهی کند. آخر یک طب جزء نگر چگونه می تواند یک طب جامع با تاریخی کهن را ساماندهی کند؟ این همه سال وزارت بهداشت به عنوان متولی نالایق سلامت نتوانست حتی عطاری ها را ساماندهی کند. آنها به سرکوب متولیان طب ایرانی و اسلامی پرداختند انتقام ناکانمی های خود را از بیماران و دردمندان جامعه گرفتند که اگر می گذاشتند به طب سنتی اصیل ایرانی و اسلامی مراجعه کنند اکنون زنده بودند و در میان مردم می زیستند
 
💠 در پایان این مقال قصه پیل را یادآور می شوم. هرکس از دید خود که ممکن است دریچه ای تنگ باشد به موضوع طب می نگرد. باید عالمی ربانی و حکیمی الهی چگونگی و شکل واقعی طب را بسان پیل در تاریکی ترسیم کند. قطعاً طب اسلامی طب اصلی و پایه است همانطور که اقتصاد و فلسفه و اخلاق و عرفان اسلامی پایه و اصل است و سرانجام باید بشریت به سوی آن رهنمون گردد. اما موضوع این است که حکومت اسلامی و ابعاد دیگرش مانند اقتصاد، سبک زندگی، فلسفه و اخلاق و شناخت طبیعت و علوم انسانی بطور کلی برای ما روشن نیست و در حقیقت نتوانسته در جامعه تحقق عینی بیابد. این خلاء بزرگی است که ما دستمان از ائمه معصومین(س) کوتاه است و خلفای جور نگذاشتند این ذوات مقدسه دین و علم الهی را پیاده کنند که اگر چنین می شد و خلافت علی(ع) در زمان خود برپا می شد و بعد سایر معصومین(س) حکومت می کردند سرنوشت جوامع بشری به گونه ای دیگر رقم می خورد. قطعاً ما شیعیان معتقدیم که دنیا تبدیل به بهشت روی زمین می شد. امید ما به امام زمان (عج) به همین مناسبت است. پس آنچه از فرامین بهداشتی از پیشوایان دین به ما رسیده راهگشای علوم دیگر گشته است. تنها طبی که تحت تأثیر دین مبین اسلام بیشترین تحقق عینی را در جامعه داشته #طب_سنتی است. چون این طب دارای مبانی و اصولی است که در زبان ائمه معصومین(س) نیز آمده است. مگر نفرمودند که سردی را به گرمی و گرمی را به سردی درمان می کنیم و شفا را از خداوند می دانیم؟
 
✅ پس نتیجه می گیریم که از لحاظ عینی طب پایه و اصلی و جامع طب سنتی یا به تعبیری دیگر طب سنتی ایرانی_اسلامی است. نباید بین این دو رشته طبی فرق بگذاریم و مسیر آن ها را از هم جدا بدانیم. نباید تعصب، خود محوری و انحصارطلبی مانع پیشرفت علوم پزشکی گردد و نباید اگر عالمی بدنبال رشته های دیگر پزشکی برود او را بی دین و لامذهب بخوانیم و یا به هر دلیلی او را از خود برانیم. البته حساب کسانی که با توسل به بیگانگان و مادیگرایان طب سنتی و اسلامی را سرکوب می کنند از این ها جداست
 
💠💠 استاد سید محمد موسوی
نظــــرات
نام

ایمیل   (نمایش داده نخواهد شد)
نظر