محل تبلیغات

نمک و غرب زدگی

تاریخ ثبت
سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵

بسمه تعالی

یک نوشتار عمومی آنطور که مورد فهم عموم مردم باشد. در این مقاله سعی شده از کلمات علمی پرهیز شود.

نمک و این همه جنجال‌های جامعه پزشکی نوین به سردمداری وزارت بهداشت و درمان بهانه‌ای شد برای نقد اندیشه‌های طب جدید، هدف وزارت بهداشت از تکیه بر نخوردن نمک و یا کم خوردن نمک چیست و از کجا ناشی می‌شود؟
1.       آنان که اهل مطالعه و دقت هستند قطعاً متوجه شده‌اند که منشأ تفکرات طب شیمیایی غرب است. اگر به رسانه‌های جمعی و سایت‌های پزشکی امریکا و اروپا مراجعه کنید متوجه می‌شوید که به محض آن که مطلبی در رسانه‌های غربی منتشر شود اولین و پرشورترین گیرنده آن سیستم پزشکی ایران و بطور نسبی کشورهای توسعه نیافته است؛ نگرشی که صرفاً تقلید بی چون و چرا از غربی‌هاست. در حقیقت سیستم پزشکی ما در مسائل علمی پزشکی گویا خودش نمی‌خواهد فکر کند بلکه دیگران به جای وی فکر می‌کنند و او فقط منعکس کننده تفکرات آنان است.
2.       آن ور آبی‌ها می‌دانند که چقدر در کشور ما و سیستم پزشکی ما نفوذ دارند، بنابراین دائماً و با برنامه ریزی‌های حساب شده عقاید خود را به مردم ما القا می‌کنند. آنان به صورت زمان‌بندی شده تحت عنوان علم دائماً اذهان مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهند. موضوعی را مطرح و بزرگنمایی می‌کنند و پس از مدتی همان موضوع را نفی و موضوع دیگری را جایگزین آن می‌کنند. مباحثی را که مطرح می‌کنند یک دوره زمانی را طی می‌کند و طی این دوره مقادیر زیادی دارو در سراسر جهان به فروش می‌رسد وقتی موضوع کهنه و نخ نما شد موضوع جدیدی را جایگزین کرده و باز داروهای مربوطه را بفروش می‌رسانند و درآمدهای سرشاری را از مردم جهان ستانده و نصیب خود می‌کنند.
3.       طب شیمیایی غرب مدت‌هاست به بن بست رسیده و کارایی خود را از دست داده است. تحلیل گران اجتماعی غرب خود به این موضوع واقفند اما نمی‌خواهند جوامع دیگر متوجه این ورشکستگی علمی شوند. بنابراین با استفاده از حربه تبلیغاتی علم هر از گاهی یک موضوع سست و بی پایه را مطرح و بزرگ نمایی کرده و مسئولین ما نیز آن را در بوق‌های تبلیغاتی خود می‌دمند.
4.       این مسئله فقط در مورد نمک نیست بلکه در مورد بسیاری از مواد غذایی و دارویی نیز صدق می‌کند. مثلاً مگر همین غربی‌ها نبودند که با تبلیغات شدید علمی برای فروش روغن‌های نباتی جامد و حذف روغن حیوانی در دهه‌های قبل اقدام نمودند و با دلایل علمی اثبات کردند که روغن حیوانی برای قلب مضرّ است و باعث سکته قلبی می‌شود و باید روغن جامد گیاهی مصرف نمود؟! بعد از مدتی سود و منفعت را در روغن‌های مایع دیدند و اثبات کردند که روغن جامد خوب نیست بعد هم روغن‌های سرخکردنی مورد توجه علم و دانش غربی قرار گرفت. بدین طریق ذائقه مردم را تغییر دادند و آن همه بیماری‌های صعب‌العلاج را برای مردم دامن زدند. صداهای علمی که توسط متخصصین ما در کشور و در میان مردم ساده طنین انداز گردید.
شاید کسانی بخاطر داشته باشند که در مورد کره‌های گیاهی(مارگارین) چقدر تبلیغ شد و بعد معلوم شد بسیاری از این کره‌های فرآوری شده پس ماند‌های کارخانه‌های روغن نباتی است.
همینطور است در مورد مواد غذایی دیگر از جمله: شیر پاستوریزه، شیرخشک، بیسکویت، چیپس، پفک، رب گوجه، مرباها، شکلات‌ها، آب میوه‌های بسته بندی، سوسیس و کالباس، ساندویچ، همبرگر، فست فودهای دیگر، بطور کلی مواد غذایی کارخانه‌ای، مرغ‌ها و طیور صنعتی و ده‌ها مورد دیگر!
تأکید و اقدام بر تغییر ذائقه مردم نسبت به نان‌های سنتی و بومی کشور به نان‌های اروپایی مانند انواع نان‌های صنعتی و باگت‌ها که اکثراً فاقد سبوس بوده و به شکلی زیان بار تهیه و مردم را تشویق به مصرف آن‌ها می‌کنند. مردم به صورت طبیعی در این گونه موارد مقاومت می‌کنند اما دست اندر کاران حوزه تغذیه نان‌های ماشینی را شبیه به نان‌های سنتی در آورده و به خورد مردم می‌دهند. مثلاً شما بخواهید که نان سنگک سنتی و مرغوب را برای خانواده خود تهیه کنید، آیا می‌توانید به راحتی این کار را انجام دهید؟ وقتی صدای برخی از محققین در می‌آید و به این وضع اعتراض می‌کنند مقداری سبوس در برخی از نانوایی‌ها به نان اضافه می‌کنند و روی نان‌های صنعتی نیز کمی کنجد می‌ریزند تا صدای کسی در نیاید.
ما در مورد تغذیه و مواد غذایی مضرّی که در جامعه ما گسترش پیدا کرده در مبحثی جداگانه به آن خواهیم پرداخت.
5.       گیر دادن به نمک
به عنوان یکی از مهمترین عوامل بیماری‌های خطرناک و مرگ آور مانند سکته‌های مغزی و قلبی نیز یکی از موارد تقلیدی صرف از غربی‌ها می‌باشد. این کار بی شباهت به بسیاری از علت‌های تشخیص و درمان نیست که اندکی به آن می‌پردازیم:
مثلاً در مورد نمک ید دار صحبت کنیم:
غربی‌ها گفتند در مناطقی که خاک از لحاظ داشتن ید فقیر است باید به نمک طعام ید اضافه کنید و ایران از این نظر جزء مناطق فقیر است، در ایران هم چنین کردند و گفتند علت افزایش بیماری تیروئید همین است. همه پزشکان هم در تجویزات خود این مورد را در نظر گرفتند. بعد مدتی بیماری تیروئید از نوعی به نوع دیگر تغییر یافت. حال بگذریم از این نکته که یدهای صنعتی را از اروپا وارد کردند و خدا می‌داند چه بیماری‌هایی ناشی از ید صنعتی از جمله سرطان‌ها که بجان مردم نیفتاد!
غربی‌ها گفتند روی و به اصطلاح خودشان زینک و آهن مهمترین عناصر مورد نیاز بدن می‌باشند و با استفاده از رسانه‌های پزشکی و سایت‌های ماهواره‌ای و غیره میلیون‌ها دلار قرص‌های آهن و روی به مردم جهان می‌فروشند.
بعد گفتند چای سبز و چه غوغایی در مورد چای سبز براه انداختند! بعد گفتند واکسن هپاتیت و بعد گفتند واکسن آنفولانزا و بعد گفتند ویروس H1N1و .............. .
داستان پنی‌سیلین و دوره‌های فرمانروایی این داروی جنجال برانگیز غربی نیز از یاد مردم قدیم نرفته است که برای هر عفونتی از بچه و بزرگسال پنی‌سیلین تزریق می‌شد. کم مانده بود برای غذاهای مردم نیز پنی سیلین بدهند تا از طریق معده بیماری‌هاشان را از بین ببرند. بعد بتدریج طیف‌های وسیعی از آنتی‌بیوتیک‌ها وارد بازار شد و از نوزادی تا سال‌های بعد وارد بدن‌های مردم شد و کار به آن جا رسید که بدن مردم نسبت به آنتی بیوتیک مقاوم شد و میکروب‌ها نیز در مقابل آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم شدند.
بعد اگر یادتان باشد ویتامین Cشده بود یکی از داروهای دم دست مردم! در هر خانهای قرصهای جوشان ویتامین Cبود که از داروخانهها خریداری میشد و مردم و بچهها به صورت تفریحی هم که شده یک قرص بزرگ آن را در آب می‌انداختند و نوش جان می‌کردند، بعد معلوم شد که نه تنها فائده‌ای برای سرماخوردگی ندارد بلکه عوارض نیز دارد.
بعد گفتند ویتامین Eخصوصاً برای خانم‌ها باید در تجویزات وارد شود و اخیراً هم ویتامین Dکه حالا در اکثر تجویزها داخل شده و هر کس به پزشک مراجعه می‌کند آزمایش ویتامین Dاز او گرفته می‌شود و جالب است که اکثراً هم دچار کمبود ویتامین Dهستند.
مدتی هم کلسیم و کمبود آن نقل محافل علمی پزشکی بود.  چقدر کلسیم در اشکال مختلف در میان مردم توزیع و بفروش رسید.
خلاصه سرتان را درد نیاوریم از این موارد بسیار زیاد است و باید کتاب قطوری برای آن نگاشت. فقط به صورت عنوان از داروهایی نام می‌بریم مانند آسپیرین و استامینوفن، والفارین، هپارین، استروژن‌ها، آنتی بیوتیک‌ها و صدها مدل داروهای دیگر که البته این‌ها مربوط به حوزه تخصصی است و ما حق نداریم در مورد آن‌ها حرفی بزنیم!
6.       برگردیم به نمک و مختصراً به فوائد آن اشاره کنیم:
هشدار به مردم عزیز این است که در مورد اظهارات علمی حتی با حجم عظیم تبلبغاتی بیشتر فکر کنند و هر سخنی را به راحتی نپذیرند.
نمک طعام سوخت ساز بدن را تنظیم می‌کند. اگر نمک طعام کم مصرف شود عواقب سوءمزاج بلغم تمامی اعضای بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. حتی تک تک سلول‌های بدن در اثر کمبود نمک دچار مشکل شدید می‌شوند. وقتی عوارض سوءمزاج بلغم بر بدن انسان چیره شد سستی بر جسم حاکم می‌شود. مفاصل به درد می‌آید و آبریزش دهان بخاطر سوءمزاج معده اتفاق می‌افتد. حافظه ضعیف می‌شود. میکروب‌ها در معده نفوذ و رشد می‌کنند و زمینه را برای کبد چرب و چربی خون فراهم می‌سازد. نمک در تنظیم قند خون نقش اساسی دارد. نمک باعث جذب مواد غذایی در دستگاه گوارش می‌شود. نمک ترمز سرطان است. نمک ضد سرفه و ضد سینوزیت و تقویت کننده سیستم دفاعی بدن به حساب می‌آید. اگر نمک کم بخوریم مغز استخوان‌ها خالی می‌شود و عمر انسان که به مغز استخوان وابستگی مستقیم دارد کوتاه می‌گردد. نمک در احتباس آب در بدن و تنظیم آن نقش اساسی دارد. نمک کلیه‌ها را از آسیب جدی حفظ می‌کند. کم خوردن نمک موجب اختلال در سیستم عروقی می‌شود و زمینه‌ای برای ایجاد سکته‌های مغزی می‌گردد. این مطالب تازه اندکی از فوائد نمک برای انسان می‌باشد.
7.       چرا طب غربی با این همه فوائدی که در نمک وجود دارد تمرکز خود را به عنوان یکی از علل مهم بیماری‌ها روی نمک قرار داده است. مثلاً فشارخون، سکته‌های مغزی، گرفتگی عروق قلب و ده‌ها مورد دیگر! آنقدر روی نمک و ضررهای آن پای می‌فشارند که گاهی اگر به میهمانی اقوام و آشنایان خود می‌رفتیم غذاهایی را سر سفره می‌گذاشتند که فاقد نمک بود و واقعاً انسان بصورت غریزی و ذاتی احساس می‌کند که این روش غذا خوردن درست نیست چون حال آدم را به هم می‌زند. بسیاری از متخصصین به مردم توصیه می‌کردند که اصلاً نمک به هیچ غذایی اضافه نکنید چون اکثر غذاها خود دارای نمک طبیعی هستند و نیاز بدن را تأمین می‌کنند. بعدها دیدند این توصیه‌ها دیگر قابل توجیه نیست حالا می‌گویند روزانه 5 گرم نمک بیشتر مصرف نشود. مردم هم فکر می‌کنند این کار صددرصد مستند به علم و دانش است.
8.       این علم و دانش دین و پیامبر(ص) و پیشوایان دینی را هم زیر سؤال برد که چرا آن‌ها این قدر روی مصرف نمک بخاطر فوائد آن اصرار ورزیده‌اند. این جا بود که متخصصین غرب زده در یک کشور اسلامی متوجه تناقض شدید میان توصیه‌هایشان با طب پیامبر(ص) شدند و حالا می‌گویند نمک بخورید اما کم بخورید. ما در بحثی دیگر در همین مقاله علت تأثیر نمک بر افزایش فشارخون را توضیح خواهیم داد.
9.       پاسخ این است که طب شیمیایی غربی که حاکم بر سلامتی مردم هم می‌باشد در برابر توضیح خواست مردم جهان در مورد علت افزایش بیماری‌ها درمانده است. بنابراین به مسائل فرعی روی می‌آورد و آن‌ها را بزرگ نمایی می‌کند.
خوب توجه کنید:
وقتی سیستم تغذیه مردم ما توسط غربی‌ها و غرب زده‌های داخل کشور توسط رسانه ملی و سایر رسانه‌ها تغییر می‌کند این همه بیماری‌ها زیاد می‌شود. صدا و سیمای ما بوق تبلیغاتی پزشکی غربی است. رسانه‌های دیگر هم همینطور! مثلاً اگر یک حکیم طب سنتی موفق به درمان یک بیماری صعب‌العلاج یا بدون علاج بشود رسانه‌های جمعی کشور ما حاضر به تهیه گزارش در مورد آن نیستند. آن‌ها می‌گویند باید مجوز از وزارت بهداشت داشته باشید. این یعنی انحصار طلبی طب غربی! اما اگر همین کار در سطح نازل‌تری توسط یک اروپایی انجام شود به عنوان یک موفقیت علمی بزرگ در دنیا و به خصوص کشور ما مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد و تبلیغات وسیعی در تمجید از آن براه می‌اندازند. این هم یکی از مصادیق غربزدگی است.
باز هم خوب توجه کنید:
وقتی طب غربی تئوری اخلاط ابن سینا و ده‌ها نابغه پزشکی شرق را رد کرد در حقیقت ضربه اساسی را بر ساختار سلامت جوامع بشری فرود آورد. طب پایه بر اساس هزاران سال تجربه و تحقیق بزرگان علم و دانش طب می‌گوید: وقتی سوءمزاج بر کالبد شخصی حاکم شد و تداوم پیدا کرد اعضاء رئیسه بدن مانند قلب و کبد و مغز و دستگاه‌های مهم دیگر از جمله دستگاه جنسی آسیب می‌بینند. در اثر این آسیب تمامی بافت‌های بدن و عروق و سیستم دفاعی و سایر اندام‌های بدن هم آسیب می‌بییند و از حالت تعادل خارج می‌شوند. مثلاً خون یا بیش از حد غلیظ می‌شود یا بیش از حد رقیق می‌گردد. در اکثر موارد اخلاط اضافی خون را چسبنده کرده و این فرایند همراه با غلظت خون دیواره عروق را تحت تأثیر قرار می‌دهد. دیواره عروق انعطاف طبیعی خود را از دست می‌دهد و مثلاً به خشکی دچار شده و تصلب و سختی پیدا کرده و بیماری تصلب شرایین را بوجود می‌آورند. گاهی بر عکس دیواره عروق نازک می‌شوند و هر کدام از این عوارض بیماری‌های خطرناکی را ممکن است بوجود آورند. یکی از نتیجه‌های غلظت خون و چسبندگی خون بالا رفتن فشار خون می‌باشد. یک نتیجه دیگر افزایش قند خون و چربی خون و بیماری‌های دیگر است. در چنین شرایطی چربی و نمک اضافی و غذاهای نفاخ و فشارهای عصبی می‌تواند موجب افزایش فشارخون شود.
حالا انصاف این است که بگوییم همه اختلالاتی که بر شمردیم در اثر نمک زیاد خوردن ایجاد شده است؟! یعنی همه مسائل به کنار فقط نمک باعث فشارخون و سکته‌های مغزی و قلبی و عروقی می‌شود؟! زهی تعجب !
این همه تبلیغ مقلدانه از غرب در اذهان مردم باعث می‌شود خطرات مصرف سوسیس و کالباس و روغن‌های مایع و جامد و اغذیه بسته بندی و ده‌ها فرآورده غذایی صنعتی غربی در درجه چندم اهمیت قرار گیرد و مردم نسبت به آن‌ها بی تفاوت شوند.
اگر دوستان غرب زده ما به تئوری اخلاط ابن سینا اعتقاد بیاورند و فقط به زبان، از این دانشمند ایرانی تعریف و تمجید نکنند، خواهند دانست که سیستم سوخت و ساز بدن را باید بر اساس مزاج‌ها و اخلاط تنظیم نمود نه بر اساس اظهارات ظاهراً علمی اروپایی‌ها!
اگر خون را از غلظت و چسبندگی دور کنیم دیگر نمک حتی اگر زیاد هم خورده شود موجب این بیماری‌ها یعنی فشارخون نخواهد شد بلکه از طریق دستگاه‌های دفعی بدن راه خروج را در پیش خواهد گرفت. البته در متون طب سنتی و روایات اسلامی نیز توصیه شده که در هرچیزی باید اعتدال رعایت شود. حتی در خوردن آب! نمک زیاد خوردن دید چشم را ضعیف می‌نماید و موجب تسلط سودا و خشکی در بدن می‌شود و کبد را با مشکل مواجه می‌کند از این روست که خوردن مواد شور مانند خیار شور و کلم شور و امثال آن به میزان بسیار کم توصیه شده است مگر آن که با تجویز حکیم طب سنتی برای مدت موقتی مصرف آن‌ها تجویز شده باشد. بنابراین هیچ کس اصرار ندارد که نمک زیاد بخورد. بعضی از طبع‌ها مانند مزاج بلغمی نیاز به مصرف نمک بیشتر نسبت به مزاج‌های دیگر دارند.
وقتی خون غلیظ و چسبنده شده رسوب‌گذار می‌شود نه تنها دیواره عروق را تغییر می‌دهد بلکه برای تغذیه سلول‌های بدن نیز نمی‌تواند غذای مناسبی را توزیع کند. پس بجای جنجال در مورد مصرف نمک باید اصل موضوع را رفع کرد. اگر علت اصلی بیماری در دستور درمان قرار گیرد بیمار از مرگ‌های ناگهانی نجات پیدا خواهد کرد و نمک هم در افزایش فشارخون بی اثر خواهد شد.
10.   تعیین میزان استاندارد مصرف نمک هم از آن موارد غربزدگی و اطاعت از دستورات و روش‌های غربی‌هاست و مبنای درست علمی ندارد. همه حرف‌های متخصصین طب نوین ما هم در مورد نمک مانند بسیاری از مطالب علمی که طی ده‌های اخیر گفتند و بعد تغیییر دادند روزی تغییر خواهد کرد. این که یک شخصیت برجسته پزشکی کشور در رسانه ملی ظاهر شود برای این که بگوید ای مردم شما روزی 15 گرم نمک مصرف می‌کنید در حالی که مقدار مصرف نمک نباید بیش از 5 گرم باشد مایه تعجب انسان می‌گردد. این گونه اظهار نظرهای به ظاهر علمی دارای هیچ مبنای عقلی نیست.
خانه از پای بست ویران است     *****     خواجه در بند نقش ایوان است
باید خدمت آقایان عرض کنیم که مصرف نمک بستگی به مزاج عارضی انسان دارد. اگر امروز نوعی بلغم بر من حاکم شد باید بیشتر از 5 گرم نمک در روز بخورم تا این علت رفع شود و اگر این بلغم با رطوبت زیاد همراه بود علاوه بر خوردن نمک باید به پاکسازی کبد و کلیه نیز بپردازم. این طب هزاران سال تجربه ایران است. ایران کشور شماست و طب ایرانی سرآمد همه مکاتب طبی دنیاست. پس به کجا می‌روید و از که یاری می‌خواهید؟!
طب سنتی کشور شما می‌گوید اگر مزاج دم افزایش پیدا کرد باید مصرف نمک کاهش پیدا کند و علاوه بر پاکسازی، رژیم غذایی و خونگیری هم به عمل آورد. ولی شما حتی با یک حجامت ساده که دستور اکید پیامبرتان می‌باشد هم مخالفت می‌کنید و  منتظر هستید تا غربی‌های به شما بگویند خونگیری‌های طب ایرانی و  اسلامی علمی هست یا نه!
11.   توصه‌های دانشمندان و حکیمان طب ایرانی و اسلامی نادیده انگاشته می‌شود.
مگر علمای طب ایرانی اسلامی وقتی قند و شکر و چای در ایران رایج شد نگفتند قند و شکر فراوری شده مضرّ است؟ اما مسئولین بهداشت و درمان هیچ توجهی نکردند. حالا که سایت‌های پزشکی طب غربی در مورد قند و شکر شروع به بدگویی کردند از طریق رسانه ملی و رسانه‌های دیگر شروع به تکرار حرف‌های اروپایی‌ها کردند!
حتماً می‌خواهید بگویید علت افزایش سونامی وار بیماری قند خون مصرف قند و شکر زیادی است. چرا که مصرف ایرانی‌ها با مصرف اروپایی‌ها برابر نیست. مثل این که هر وقت می‌خواهید مصرف گاز یا بنزین یا نفت را پایین بیاورید ایرانی‌ها را با اروپایی‌ها مقایسه می‌کنید، یا مثلاً می‌خواهید مصرف خودسرانه داروهای شیمیایی را پایین بیاورید ما را با اروپایی‌ها مقایسه می‌کنید و خود نمی‌دانید که با این کار نیز غربزدگی را در میان مردم بیشتر رواج می‌دهید!
درست است که مصرف زیاد قند و شکر و شیرینی‌جات قنادی برای همه مضرّ است از جمله برای بیماری قندخون اما علت اصلی قند خون همان است که در مورد فشار خون توضیح دادیم. یعنی بجای آن که علت اصلی بیماری را مصرف قند و شکر بخوانید به اصل و علت بیماری توجه کنید. فکر کنید با این همه پیشرفت علم و دانش پزشکی غربی چرا این قدر بیماری‌های مرگ آور مانند فشار خون و قند خون، چربی خون و چربی کبد و سرطان‌ها و سکته‌ها و انواع بیماری‌های ژنتیک و خود ایمنی و ده‌ها مورد دیگر افزایش چشمگیر پیدا کرده است؟! آیا علت این همه بیماری صرفاً ناشی از مصرف شیرینی و نمک و خودسرانه دارو خوردن است؟! شما رسانه ملی و سایر رسانه‌ها را در کف با کفایت خود دارید و هر روز و هر ساعت در شبکه‌های تلویزیونی از علم و دانش پزشکی برای مردم سخن می‌گویید پس چرا تاکنون موفق به مهار این همه بیماری نشده‌اید؟!
توجه کنید:
موج بیماری‌ها آنچنان روبه گسترش است که بزودی مدعیان طب نوین به عجز خود به ناچار اعتراف خواهند کرد همانطور که سازمان بهداشت جهانی نیز به عجز و ناتوانی پزشکی مدرن اعتراف کرد و از مکاتب طب سنتی برای کمک به درمان بیماران یاری خواست. اما مشکل این است که آن زمان دیگر خیلی دیر شده است و اعتراف کردن هم گره‌ای از گره‌های کور رشد بیماری‌ها در ایران باز نخواهد کرد!
حالا باز توجه کنید:
مشکل اصلی نمک نیست، شکر نیست، خودسرانه دارو مصرف کردن نیست اگرچه این کارها خوب و پسندیده نمی‌باشد اما مشکل اصلی ما در غربزدگی است و بس!  
والسلام  
 
منبع خبر
مؤسسه پژوهشی طب سنتی پیک شفا اصفهان
نظــــرات
نام

ایمیل   (نمایش داده نخواهد شد)
نظر

شاهین - جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ - ساعت ۱۶:۵۱

سلام...مثل همیشه بسیار آموزنده و تمل برانگیز بود.
از تمام مخاطبان پیک شفا خواهش دارم که در بخش نظرات شرکت کنند که این امر باعث پویایی هرچه بیشتر سایت و انگیزه ای بیشتر برای مسئولین محترم و فرهیخته پیک شفا خواهد شد...
منظورم تنها طرح سوالات گوناگون نیست بلکه در میون گذاشتن تجربیات خوبی که در زمینه طب سنتی داشتن و همچنین ایجاد فضایی برای بحث و تبادل نظر در زمینه هایی مثل افزایش آگاهی مردم عزیزمون هست...این فقط یه شعار نیست و به تجربه برام ثابت شده که تاثیرش حتی از خود مطالب و مجموعه بیشتر هست...اکثر مراجعه کنندگان اتفاقی هستند اما با خوندن تجربیات عزیزان دیگه من مطمئن هستم که باز هم به این گونه سایتها سر خواهند زد و اگر این امر در سایتهای مشابه هم انجام شده باشد شاهد جهشی عظیم در جذب مخاطبان طب سنتی خواهبم بود...من این امرو بارها در سایتهایی که دارای مفاهیم بی ارزش بود دیدم که چگونه به سرعت مخاطبین به سرعت زیاد شده و مسیری رو به رشد رو طی کردن و جالب بود که اشخاص تازه وارد دو سه هزار کامنت رو در یک هفته مطالعه میکردن که این فقط به این دلیله که انسانها از نظرات و تجربیات دیگران بسیار تاثیر پذیرن و براشون یک ملاک اساسیه که در مورد خود شما هم صدق میکنه...بهترین راه برای تاثیرگذاری تبلیغ شخصیست حال از طریق نظرات این سایت باشه یا از طریق گروهای اجتماعی و یا رو در رو بین فامیل دوستان...که اگر دولت میلیاردها خرج بوجود آوردن یک فرهنگ خاص در جامعه کند باز هم این روش بسیار کارا تر و دارای تاثیرات عمیقتر هست . لطفا توصیه برادر کوچکتونو دست کم نگیرین...ممنون

محمد - دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۵ - ساعت ۲۲:۲۰

سلام آقا شاهین ... خوشم اومد روز 13 بدر نشستی خونه و مطالب علمی و مفید رو پیگیری کردید ...بنده حقیر هم معتقدم مردم عزیز و فهیم در بخش نظرات شرکت کنن ... ان شاءالله همیشه مطالب مفید مسئولین سایت بذارن آخه چن مدتی بود مطلبی رو نمیذاشتن ... موفق و منصور باشید

شاهین - جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۹۵ - ساعت ۱۱:۰۶

سلام محمد جان...باعث افتخار هست که کامنت رو خوندین و خوشحالم که نظر محترمتون رو گذاشتید...همینطور که فرمودین پیک شفا مدتی بود مطلب جدیدی درج نمیکرد من هم احساس میکردم که یکی از دلایل آن شرکت نکردن مراجعین عزیز در بخش نظرات هست که با پررنگ کردن حظور خود باعث ایجاد انگیزه و انرژی مثبت بیشتر برای مسئولین محترم پیک شفا شوند...من به این سایت بسیار علاقه دارم که چند علت دارد...پیک شفا مرجع کامل و خوب و قابل اطمینان طب سنتی است که بسیار روان و همه فهم به رشته تحریر در آمده و مهمتر از آن نوع ادبیاتی است که مخصوصا در مقالات انتقادی خود بکار میبرند و همیشه سعی میکنند تا جایی که ممکن است از دریچه علم (نوین و سنتی با هم) به موضوع نگاه شود و من احساس میکنم که عدم رعایت همین نوع ادبیات علمی توسط بعضی افراد فعال در زمینه طب سنتی است که موجب انتقاداتی از سوی پیک شفا نسبت به آن عزیزان میشود اگرچه هیچگاه اسمی در این رابطه برده نشده اما کاملا میتوان هدف را درک کرد که منظور احتمال سو استفاده از این نوع ادبیات توسط دشمنان بد نیت طب سنتی است که اتفاقا بارها شاهد این موضوع بودیم...البته من اختلاف نظر های بسیار اندک و در مقابل مشترکات و توافق نظرهای بسیار زیاد اساسی بین تمامی فعالین محترم در این زمینه میبینم مانند همین مقاله یا توافق نظر همگانی بر روی مواد غذایی...این بنده حقیر نظر به این دارم که نباید بیشتر از این به دشمنان طب سنتی بهانه و فرصت داد تا از این اختلاف نظرهای جزئی سو استفاده کنند که هرچه این جبهه متحدتر باشد با سرعت بیشتری به موفقیت های روز افزون خواهد رسید به لطف و عنایت حضرت حق...انشاالله