محل تبلیغات

زندگینامه سید اسماعیل جرجانی

تاریخ ثبت
پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲

بسمه تعالی
 

سید اسماعیل جرجانی و ذخیره خوارزمشاهی

در فرهنگ و تمدن پزشکی ایران سید اسماعیل جرجانی پرتو افشان اختری است که تا آدمی و آدمی بودن در این زمین خاکی برقرار است خاموش نخواهد شد. امیر سید امام زین الدین اسماعیل بن حسن (یا حسین) بن محمد بن محمود بن احمد حسینی جرجانی(گرگانی) از نامدارتین پزشکان و دانشمندان ایران و جهان در سده های پنجم و ششم هجری است.
او در سال 434 هجری قمری در گرگان زاده شد و پس از 97 سال زندگی پربار در سال 531 ق در مرو به یزدان پیوست. جرجانی، نخستین دایره المعارف جامع در پزشکی که همانا «ذخیره خوارزمشاهی» است را به زبان فارسی نگاشت و خود از آن دایره المعارف متوسطی به نام «اغراض الطیبه و المباحث العلائیه» و دو خلاصه کوچک به نامهای «خُفی علائی» و «یادگار» به همان زبان تهیه نمود. وی با نوشتن این کتابها، فارسی نویسی در طب را که پیش از «ابن سینا» نیز وجود داشت، بارور و شکوفا نمود دیگر طب ایرانی، طب فارسی شد و از این جهت آموختن پزشکی در ایران کنونی و همه پهنه های تمدن ایرانی و قلمرو زبان فارسی، آسانتر و گسترده تر شد و نجات جان هزاران هزار تن از گذشتگان و نیاکان ما و به عبارتی وجود بسیاری از ما مدیون این نابغه بزرگ عالم بشریت است.
سید اسماعیل جرجانی درابتدا در همان زادگاه خود علوم مقدماتی را آموخت و سپس به تحصیل طب پرداخت. او در موارد مختلف گرگان را شهر من خوانده و از گیاهان و داروهای آن و یا اصطلاحات یاد می‌کند که دلیل اقامت و تحصیل در آنجا است. در ضمن جرجانی بارها در ذخیره از گرگان یاد می کند.
گرگان در آن زمان یکی از کانونهای مهم پزشکی و سایر دانشهای ایران بود. ابوعلی سینا چندی در گرگان زیست و ابوعبید جوزجانی شاگرد و روایتگر او در حدود 404 ق در این شهر به شیخ پیوست و از آن پس سنت و یاد سینائی قرنها درگرگان ادامه داشت. جرجانی مدتی نیز طبرستان و ری زیست و قاعدتاً با پزشکان آنجا مصاحبت داشت. سپس به خراسان رفت، مدتی در نیشابور اقامت گزید و در آنجا به خدمت ابوالقاسم عبدالرحمن بن علی معروف به « ابن ابی صادق» متوفی حدود 470 ق از شاگردان برجسته ابن سینا رسید. ابن ابی صادق درعلم تشریح تسلط داشت و کتاب«شرح منافع الاعضای جالینوس» را نگاهداشت که سید اسماعیل جرجانی بارها از آن یاد کرده است بدین ترتیب جرجانی با یک واسطه، شاگرد ابوعلی سینا بود. باتوجه به سال وفات ابن ابی صادق، جرجانی در وقت مرگ استاد خود سی و شش ساله بود و می توان گفت که بین بیست و پنج تا سی و پنج سالگی در نیشابور در خدمت این استاد، پزشکی را تکمیل کرد. جرجانی در ری و فارس و فرغانه و بلخ نیز زیسته و به تکمیل و تحقیق پزشکی مشغول بوده و در قم نیز با بازماندگان کیا کوشیار دیلمی(نیمه دوم قرن چهارم ق) ملاقات داشته است. احتمال می‌رود که به خوزستان نیز سفر کرده و مدتی مصاحب پزشکان آن سرزمین بوده باشد اما جرجانی بیشتر عمر خود را در خراسان به ویژه در مرو گذرانیده و به احتمال قوی در بیمارستان مرو که ابن بیطار به آن اشاره دارد به درمان بیماران و تحقیق و تدریس پزشکی مشغول بوده است.
سید اسماعیل جرجانی در سال 504 ق رهسپار خوارزم شد و به دربار قطب الدین محمد بن انوشتکین (حکومت 490-521 ق) رفت که به احتمال قوی در مرو با او آشنایی داشته است.
دربار خورازمشاه در جرجانیه (شهر قدیم خوارزم) مجمع فضلا و دانشمندان بود. پادشاه مقدم جرجانی را گرامی داشت و او را به «تیمارداری: ریاست» داروخانه بهاء الدوله (احتمالاً لقب پدر قطب الدین) گماشت که به قول « ابن ابی اصیبعه» (ج 2، ص32) ماهیانه هزار سکه طلا برای وی مقرری تعیین کرد. داروخانه در خراسان به معنی بیمارستان بود.، چنانچه «شیخ عطار نیشابوری» در خسرونامه، ص 133، گوید:
به داروخانه پانصد شخص بودند    که در هر روز نبضم می نمودند
در داروخانه به مفهوم امروزی که نبض کسی را نمی گیرند، پس مقصود درمانگاه یا بیمارستان نیشابور است.
جرجانی در همان سال 504 مهمترین کتاب خود را چنانچه بعداً خواهیم گفت حدود ده سال صرف تألیف آن کرده بود، تکمیل نمود و به نام پادشاه «ذخیره خوارزمشاهی» نامید که نخستین دائره المعارف بزرگ طب فارسی است. بعدها در همان شهر برخی دیگر از کتابهای خود را تألیف کرد و پس از چند سال اقامت در آن شهر به مرو بازگشت و در آخرین ماههای زندگی در سال 531، علی بن زید بیهقی (فوت 565 ق) او را در سرخس ملاقات کرد که چندان فاصله ای با مرو ندارد. نگارنده در آذرماه 1373 در سفر ترکمنستان به سرخس و سپس به مرو رفتم، در سیزدهم آن ماه رهسپار مرو کهن و گورستان قدیم آن شدم، افسوس که از مزار سید اسماعیل جرجانی اثری نیافتم.
جرجانی علاوه بر طب، در فقه، حدیث و تصوف از برجستگان بود. یاقوت حموی(متوفی 626ق) که خود در سالهای 614-616 در مرو بود و پیش از حمله مغول از آنجا به خورازم و هرات رفت. و حاصل کلام آنکه یاقوت تسلط و شناخت بنیانی جرجانی را در پزشکی ستوده و وی را مصنف کتابهای پرارزش پزشکی فارسی و عربی دانسته است. وی گوید حدیث را از ابوالقاسم قشیری فراگرفت و در این علوم به حدی رسید که فقیه و دانشمند بزرگی مانند ابوسعد عبدالکریم بن محمد سمعانی (506-562 ق) از او اجازه روایت حدیث گرفت. جرجانی در وقت مرگ قشیری 31 ساله بود و سمعانی در زمان مرگ جرجانی 25 سال داشت. بنابراین می توان گفت که جرجانی در نیشابور درهمان روزگاری که در خدمت ابن ابی صادق پزشکی می آموخت، از قمشیری فقه و حدیث و تصوف را فراگرفت. سمعانی نیز باید حدیث را در جوانی در شهر مرو از او آموخته باشد.
جرجانی قبل از تألیف ذخیره خوارزمشاهی کتاب قانون ابوعلی سینا را به زبان فارسی ترجمه کرده بود و این اثر تا زمان ابن اسفندیار (نیمه اول قرن هفتم ق) مؤلف «تاریخ طبرستان» و سالها بعد در دسترس بود. قانون در حدود شصت سال قبل از ترجمه جرجانی توسط ابوعبید جوزجانی ترجمه شده ولی ترجمه آن مورد پسند جرجانی نبود.
 علاء الدوله آتسز بن قطب الدین محمد خوارزمشاه (حکومت 521-551 ق) که در دوران ولیعهدی و در زمان حکومت برای جرجانی احترام خاصی قائل بود از او خواست که از کتاب بزرگ ذخیره خوارزمشاهی خلاصه‌ای تهیه کند تا همگان را به کار آید. جرجانی در وجه تسمیه آن در دیباچه کتاب گوید: «این مختصر بر دو جلد نهاده شد بر قطع مطول تا پیوسته در موزه توان داشت و بدین سبب این مختصر را خُفی علایی نام کرده شد.» تاریخ اتمام آن بعد از سال 521 ق، یعنی سال جلوس آتسز خورازمشاه دانسته است. خفی علائی حدوداً حاوی 13000 کلمه است. جرجانی خلاصه کوچک دیگری از ذخیره به نام یادگار تألیف کرد که حدوداً 21000 کلمه است. از مقایسه ای که نگارنده بین این دو کتاب نموده می توان گفت این دو تا حدی متفاوت از یکدیگرند. خفی علائی در 1309 ق در کانپور و در همان سال در لکهنو هندوستان چاپ شد. در ضمن این کتاب در سال 1369 ش در تهران به کوشش علی اکبر ولایتی و شادروان محمود نجم آبادی انتشار یافت. یادگار در سال 1381 ش به اهتمام مهدی محقق در تهران چاپ شده است.
جرجانی در دوران حکومت علاء الدوله آتسز خوارزمشاه به درخواست او و به وساطت وزیر او، ابو محمد صاحب بخاری، پیرانه سر یعنی در حدود سال 525 ق کتاب خلاصه دیگری این بار بسیار گسترده تر بر مبنای ذخیره نگاشت. او این کتاب را در حدود 25000 کلمه یعنی حدود 35 درصد ذخیره است به پاس خاطر علاء الدوله « الاغراض الطیبه و المباحث العلائیه» نام نهاد. در مورد الاغراض الطیبه باید گفت، این کتاب که مؤلف بزرگوار آن را در واپسین سالهای زندگی به عنوان چکیده و ملخصی کامل از ذخیره استخراج کرده، کتابی نوین است. جرجانی برخی از بابها و مطلبها را از نو درهم آمیخته و آن را خلاصه و تکمیل کرده، گاهی سخنهائی دیگر آورده و برخی از مشکلات آن را حل کرده، یعنی طرحی نو درانداخته است.
ذخیره خوارزمشاهی، الاغراض الطیبه و یادگار و یا خفی علائی به ترتیب دایره المعارف های بزرگ، متوسط و کوچک پزشکی اند که در کمال شیوایی و به روشنی به شیوه ای منطقی نوشته شده اند. اگر چه قبل از جرجانی چند نوشته پزشکی به زبان فارسی موجود بود، ولی جرجانی با نوشتن این کتابها سنت طب فارسی و به طور کلی طب کهن را احیا کرد و بر پایه ای استوار نهاد که همچنان بر جا و بی همتاست. جرجانی علاوه بر کتابهای فارسی اعم از تألیف و ترجمه کتابها و رساله هایی نیز به عربی تألیف کرد که عبارتند از: التذکره الاشرفیه فی الصناعه الطیبه، تدبیر یوم و لیله، الطب الملوکی، الرد علی فلسفه، کتاب فی القیاس، کتاب المنبه، کتابی در حکمت. ترجمه عربی ذخیره که بعداً در مورد آن بحث خواهیم کرد. از برخی از این کتابها نسخه هائی در کتابخانه های مختلف ایران و جهان وجود دارد. نوشته های پزشکی فارسی جرجانی را برخی برتر از قانون ابن سینا و الحاوی رازی می دانند. مسلم آن است که جرجانی از همه دست نبشته های طبی مهم موجود در زمان خود بهره گرفته و با اتکاء به تجارب خود با بیانی که به قول دهخدا«به فصاحت بلعمی و بیهقی است، ص2154» به روشنی مقاصد خود را ادا کرده است در هر حال با مقایسه قانون و الحاوی با ذخیره و الاغراض می توان چنین حکم کرد که تألیف جرجانی از همه جهات هم پایه الحاوی رازی و قانون ابن سینا است. مؤلف ذخیره از این دو کتاب و آثار بسیاری از پزشکان و دانشمندان زمانهای کهن و معاصر خود به خوبی بهره برده و در هر مورد منابع خود را ذکر کرده و کتاب ذخیره را تألیف کرده که همه دانستنیهای زمان را در بر دارد و آن را به وجهی روشن و حکیمانه به زبان فارسی عرضه داشته که در این زبان منحصر به فرد است.
در مورد مذهب جرجانی باید گفت که او را در شرایط زمان دوران سلجوقیان کتابهای خود را به نام پادشاهان حنفی یا شافعی خوارزمشاهی نوشته که خود خراجگر پادشاهان سلجوقی بودند. او قسمت عمده ای از زندگی خود را در خراسان تحت سیطره سلطان سنجر گذرانید. بنابراین طبیعی است که می بایست جانب سیاست مذهبی حامیان خود را رعایت کند. با توجه به اینکه جرجانی از یک سو به قول یاقوت حموی سید علوی حسینی بوده و در ذخیره و الاغراض خود را صریحاً حسینی می داند؛ مسلم است که مقصود از حسینی سادات حسینی است. و از سوی دیگر اهل گرگان بود که مردم آن به قول قزوینی رازی همه بر مذهب شیعه بودند و بدین ترتیب می توان به شیعه بودن او توجه داشت.        
 
 

منبع مقاله
مدیر موسسه پژوهشی پیک شفا
نظــــرات
نام

ایمیل   (نمایش داده نخواهد شد)
نظر

عبداللهی - سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۰۸

بسیار متشکرم که درباره کتاب ذخیره خوارزمشاهی کتاب بزرگ و عظیم پزشکی اطلاعاتی دادیم اگر در معرفی کردن اساتید طب سنتی عصر حاضر مثل سید علی اصغر حسینی نژاد معروف به جرجانی هم اطلاعاتی می‌گذاریم که حافظ کل کتاب ذخیره خوارزمشاهی است تا مردم بشناسند ممنون می‌شویم

ناشناس - سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۰۹

متشکر از اطلاعاتی که دادین

ناشناس - دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۲۲:۵۳

خیلی خوبه