محل تبلیغات

مقایسه، همکاری و همیاری طب سنتی و طب جدید

دسته بندی
تاریخ ثبت
دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱

تفاوت‌های طب سنتی و طب جدید
مفاهیم طب قدیم و جدید در چند نقطه اساسی دچار چالش عمیق می‌باشد که مهمترین آن‌ها عدم توجه طب جدید به اصول طب پایه که به تئوری اخلاط موسوم می‌باشد. رد تئوری اخلاط در میان اروپائیان از زمان رنسانس علمی غرب آغاز گردید که دانشمندان غربی به دو دسته تقسیم شدند؛ در این تقابل آشکار برخی از اطباء به تئوری اخلاط وفادار مانده و بسختی از آن دفاع می‌کردند و در مقابل پزشکان دیگر معتقد بودند سلسله اعصاب و سیستم‌های هورمونی عامل اصلی بیماری‌ها می‌باشند. بدین ترتیب با برتری حس نوگرایی که از خصوصیات ویژه رنسانس بشمار می‌رود، هواداران مخالف تئوری اخلاط که از اصول پایه طب پایه به حساب می‌آید و در اروپا به طب بوعلی شهرت یافته بود بتدریج میدان را برای هواداران طب جدید باز گذاشتند و اکنون یکی دو قرن است که طب غربی با این تفکر بر محافل پزشکی غربی حاکم بوده و آن را در سراسر جهان بسط داده‌اند. شروع نهضت بازگشت به طبیعت تنها روند حرکتی دنیای امروز طب است که بتدریج تمامی پوشش‌های تبلیغاتی غربی را از روی علوم پزشکی طبیعی طب بومی و طبیعی برداشته و بیماری‌ها را با توجه به همان اصول طب پایه و تئوری مسلم اخلاط پیگیری می‌کند. مفاهیم طب پایه عبارت از اعتقاد به عناصر اربعه بوده و با نگاه کلی نگر به بیماری‌ها و روش‌های درمان می‌نگرد. یکی از مهمترین تفاوت‌های بین اصول طب جدید و قدیم در آن است که به بیماری‌ها نگاه تجزیه گرانه نگاه کنیم یا برعکس با نگاه کلی نگر و از کل به جزء حرکت کردن؟!
طب سنتی و طب پایه می‌گوید باید مسائل سرشتی بدن را در مجموع کلی دنیای مادی در بدو امر و دنیای برون مادی در مرحله بعد نگریست. پس موجودیت بدن سالم و غیر سالم را در ارتباط با کل جهان در نظر می‌گیریم و با تقسیم‌بندی مزاجی ناشی از برخورد بین چهار عنصر خاک و آب و هوا و آتش مزاج انسان را در حالات بیماری و تندرستی باز می‌شناسیم. این کلی نگری و نگاه از بالا به پایین و از تسلط کل بر اجزاء تحت سلطه خود، موجب شناخت صحیح تندرستی و بیماری می‌گردد. بلعکس در طب غربی نگاه تجزیه گرایانه و درنظر گرفتن اجزاء بطور مستقل از کل، باعث علم‌زدگی شده و ارتباط بین عناصر هستی کمتر مورد توجه قرار گرفته و این امر از شدت تأثیر روش‌های درمانی و دارویی خواهد کاست. یکی از علل درمان‌های موقتی و علامتی در همین امر مورد توجه قرار می‌گیرد که داروها بدون توجه به علت‌های مهمتر و بزرگتر تجویز می‌شود و در نتیجه درمان معلول بجای علت صورت می‌پذیرد.
نکته دیگر آن است که تمدن غربی و طب غربی با تکیه بر صنعت با توجه کمتری به آسیب‌های وارد بر طبیعت، موجب ایجاد فضای غیرطبیعی شده و این خود باعث بسط و گسترش بیماری‌های ناشی از آلودگی‌های صنعتی می‌شود. این عدم توجه با سودجویی و علاقه دست اندرکاران به سیاست‌های خصلتی سرمایه داری و افزایش سود به هر قیمت، سازگاری دارد. طبیعت از این ناحیه مورد هجوم قرار گرفته و هر روز بیش از پیش مورد تخریب قرار می‌گیرد.
داروهای طبیعی نیز از تخریب‌های صنعتیبی نصیب نمانده و روش‌های کاشت و داشت و برداشت داروهای گیاهی نیز با نفوذ پس آب‌های صنعتی و تخریب‌های لایه اوزون و شیوع سموم شیمیایی در زمین و دریا و هوا متأثر شده و کم‌کم بسوی صنعتی شدن بار زیادی از مسمومیت‌های تدریجی را می‌پذیرد و بدیهی است که در سلامتی انسان نسبت به قرون قبلی مورد تردید واقع می‌گردد.             

وجوه اصلی اختلاف بین دو مکتب پزشکی

مفاهیم طب قدیم و جدید در چند نقطه اساسی دچار چالش عمیق می باشد که مهمترین آنها عدم توجه طب جدید به اصول طب پایه که به تئوری اخلاط مرسوم می باشد. رد تئوری اخلاط در میان اروپائیان از زمان رنسانس علمی غرب آغاز گردید که دانشمندان غربی به دو دسته تقسیم شدند؛ در این تقابل آشکار برخی از اطباء به تئوری اخلاط وفادار مانده و به سختی از آن دفاع می کردند و در مقابل پزشکان دیگر معتقد بودند سلسله اعصاب و سیستمهای هورمونی عامل اصلی بیماری ها می باشند. بدین ترتیب با برتری حس نوگرایی که از خصوصیات ویژه رنسانس بشمار می رود، هواداران مخالف تئوری اخلاط که از اصول پایه طب قدیم به حساب می آید و در اروپا به طب بوعلی شهرت یافته بود بتدریج میدان را برای هواداران طب جدید بازگذاشتند و اکنون یکی دو قرن است طب غربی با این تفکر بر محافل پزشکی غربی حاکم بوده و آن را در سراسر جهان بسط داده اند
شروع نهضت بازگشت به طبیعت تنها روند حرکتی دنیای امروز طب است که بتدریج تمامی پوششهای تبلیغاتی غربی را از روی علوم پزشکی طبیعی طب بومی و طبیعی بر داشته و بیماریها را با توجه به همان اصول طب پایه و تئوری مسلم اخلاط پیگیری می کند. مفاهیم طب پایه عبارت از اعتقاد به عناصر اربعه بوده و با نگاه کلی نگر به بیماریها و روشهای درمان می نگرد. یکی از مهمترین تفاوتهای بین اصول طب جدید و قدیم در آن است که به بیماریها نگاه تجزیه گرانه کنیم یا برعکس با نگاه کلی نگر و از کل به جزء حرکت کردن

چگونگی همیاری و همکاری طب قدیم و جدید
همکاری رشته های مختلف پزشکی با توجه به رشد روز افزون بیماری ها در مباحث فوق به خوبی آشکار گردید، اما در چگونگی انجام این همکاری ها تلاش های بسیاری مورد نیاز است که اولاً ایجاد همایش های علمی می تواند در ایجاد فرهنگ تعامل و همکاری صمیمانه کار ساز باشد. تلفیق روش های درمانی در بسیاری از زمینه های طبی از بهداشت تغذیه گرفته تا داروسازی و درمان نیاز به نشست های مکرر علمی و برنامه ریزی متخصصان این دو روش طبی دارد و به عنوان مثال به یکی از روش های همکاری میان طب ایرانی سنتی و طب جدید که به طور خودجوش ایجاد شده توجه نمایید: تعدادی از بیماران مبتلا به سرطان که به روش درمان طب سنتی مراجعه کرده بودند از آنجا که بیماری در بدن آنها کاملاً ریشه دوانده بود و سرعت پیشرفت بیماری بسیار زیاد بود با کمک طب جدید و روش پرتو درمانی ابتدا بیماری به طور موقت سر کوب شد و از این رهگذر فرصت لازم برای درمان با روش های طب ایرانی سنتی به دست آمد و سر انجام آن شفای کامل بیمار بود. این نوع همکاری در بیماری های دیگر نیز سابقه داشته و بارها از آن به نفع بیماران استفاده شده است. یکی دیگر از مصادیق همکاری میان طب جدید و قدیم نحوه کشت و برداشت گیاهان داروئی دور از مواد شیمیایی مضر مانند سموم دفع آفات، کودهای شیمیایی و دیگر مواردی که داروها را از حالت طبیعی و بکر خود خارج می کند بسیار مؤثر است.در انتها متذکر می شوم مباحث فوق به طور خلاصه و چکیده مطرح شده است

منبع مقاله
جزوات آموزشی مؤسسه پژوهشی طب سنتی پیک شفا اصفهان
نظــــرات
نام

ایمیل   (نمایش داده نخواهد شد)
نظر