محل تبلیغات

تاریخچه طب سنتی؛ طب پایه(ایرانی-اسلامی)

دسته بندی
تاریخ ثبت
دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱
تاریخچه طب سنتی؛ طب پایه،ایرانی-اسلامی
طب در ایران به 4هزار سال قبل از میلاد حضرت مسیح(ع) باز میگردد. اصول و ریشه های اولیه طب در کتاب اوستاء زند آمده است و طب نزد ایرانیان همچنین مخلوط بود با اوراد و ادعیه و ایرانیان معتقد بودند اهرمن(شیطان) تمام امراض را بر بشر مسلط کرده و لذا ایزدان(خدای حقیقی) با شیطان به مبارزه برخواسته و تمام دواهای مورد احتیاج بشر را به آنان آموخته تا حفظ صحت خود را بنمایند
طب در ایران آمیخته شده از فرهنگ طب ایران باستان و طب یونانی و طب اسلامی؛ دانشمندان زیادی پس از اسلام به طب اعتبار و عظمت بیشتر بخشیدند. زکریای رازی از افتخارات ایرانیان بوده و دانشمندان نامی ایرانی در حیطه علم طب بسیار بوده و علم طب از تلاش های آنان پیشرفت بسیاری بدست آورده است.دانشمندانی چون ابن مندویه اصفهانی صاحب کافی و علی بن عباس اهوازی صاحب کامل الصناعه و شیخ الرئیس ابوعلی سینا صاحب قانون و رساله نبض و سید اسماعیل جرجانی صاحب ذخیره خوارزمشاهی و ابن رشد قرطبی صاحب کلیات و ابن زهرا اندلسی صاحب التیسیر فی المدارات در آسمان پر ستاره دانشمندان ایرانی درخشیدند
عده ای از دانشمندان ایرانی نیز تألیفات خود را اختصاص به زبان فارسی دادند. مهمترین و قدیمی ترین اثر طبی فارسی را باید همان کتاب(الابنیه عن حقائق الادویه) تألیف ابومنصور هروی دانست و در این خصوص هم کتاب تحفه حکیم مؤمن تألیف محمدمؤمن بن میرزا محمد تنکابنی اثری بس نفیس بشمار می آید و از جمله آثار پر ارزش طبی کتاب اقرابادین تألیف عقیلی خراسانی است که در آن به تمامی گیاهان دارویی و روش های درمانی اشاره شده است
بسیاری از تاریخ دانان معتقدند طب ایرانی تاریخ قدیم تر از طب یونان داشته و یونانیان از طب ایران قبل از اسلام و طب هندی بهره ها گرفته اند. پس از ظهور اسلام طب یونانی با پیشرفت هایی که بدست آورده بود با طب باقیمانده از دوران ساسانی در هم آمیخت و با توصیه هایی که پیشوایان اسلام بر همه علوم از جمله طب داشتند به پیشرفت هایی اعجاب انگیز نائل آمد. امروز طب ایرانی در بستر نبوغ دانشمندان به جایگاه والایی دست پیدا کرده که نوید یک انقلاب در طب جهانی را می دهد. دیری نخواهد گذشت که جهانیان متوجه قدرتمندی نهفته طب ایرانی شوند و همه به آن برای رفع آلام خود متوسل گردند
دشمن اصلی مکاتب طب طبیعی
اکنون تنها نکته مقابل طب ایرانی لابی های سودجوی استکباری هستند که با در دست داشتن تریبون های تبلیغاتی به نام علم و دانش پزشکی سعی در جلوگیری از توجه مردم به مکتب های طبی اصیل و ریشه دار دارند. منافع سرشار کمپانی های دارویی همسو با سیاست گذاران غربی موانع بیشماری را بر سر رشد علوم پزشکی اصیل ایجاد نموده اند. اما رشد روز افزون بیماری ها مردم را بیش از پیش به تفکر واداشته و بدنبال راهی برای عبور از محدودیت ها و انحصار طلبی های سودجویانه سردمداران و لابی های دارویی به سمت و سوی طب طبیعی و بومی اصیل خود سوق داده است
سالهاست مردم جهان با داروهای شیمیایی آشنا شده و به آن دلبسته بودند. این توجه ناشی از انتظار مردم به سیستم های درمانی طب غربی بود که به تدریج به یأس و ناامیدی مبدل گردید
چالشی جدید در داروهای شیمیائی
سیر تحولات علمی نشان داد که جدا کردن ماده مؤثره داروها از متن طبیعی آن موجب بروز عوارض جانبی گردیده و علاوه بر آن که نمی تواند بصورت ریشه ای بیماری ها را از میان بردارد، بیماری های جدیدی را نیز بر کالبد بیمار تحمیل می کند. این مشکل یکی از موارد سوء داروهای شیمیایی است. محققان معتقدند خالص کردن و جدا کردن ماده مؤثره داروها با فرمولهای شیمیایی ساخته شود. از آن گذشته اکثر کشورهای وارد کننده داروهای شیمیایی متوجه این مطلب شده اند که خروج منابع مالی و ارزهایی که با زحمت بسیار بدست می آید و مصرف اندوخته ها و منابع طبیعی کشور آن هم بدون نتیجه امری بس دشوار و خسارت بار بوده است. بدین ترتیب است که کشورهای جهان یکی پس از دیگری به امواج مردمی هواداران طب طبیعی می پیوندند

طب سنتی ایران

طب سنتی ایران

در دنیای کنونی ودر فرهنگها وملل مختلف مکاتب طبی گوناگونی را می توان یافت . از این جمله ، پزشکی نوین یا طب تجربی که نام دیگرش آلئوپاتی است می باشد که از همه فراگیرترشده بطوریکه اکثر دانشگاههای پزشکی جهان این روش طبی را به دانشجویان می آموزند .خاستگاه این طب از قاره اروپا بود .

در این سوی دنیا در چین طب سوزنی ، در هند طب آیوروودا ( شفای کوانتومی ) ودر ایران طب سنتی ایرانی ویابقول برخی طب یونانی را می توان یافت .آنچه که ما راجع به آن می خواهیم صحبت کنیم همین مورد آخر یعنی طب سنتی ایرانی ویا همان طب مزاجی است که پزشکی نوین نیز چنانچه در ادامه بیان خواهد شد در بسیاری از موارد از این طب الهام گرفت وروبه پیشرفت نهاد .

● طب ودرمان در تمدن بشری :

درباره این که اساساً علم طب چگونه آغاز شد اقوال گوناگونی بیان شده است . بعضی گویند در اعصار اولیه هرفردی که بیمار می شده اورا در کنار مسیر رفت وآمد مردم قرار می داده اند . آنگاه هر کسی که درمانی برای آن شخص یافته بوده ارائه می داده است .از میان این درمانها آن موردی که به معالجه بیمار ختم می شده را انتخاب می کرده اند وبر روی سنگ حک کرده ودر هیاکل خویش می آویختند .

نظریه دیگر این است که اساساً رحمت خدا چنین اقتضا می کند که اگر دردی می فرستد درمان را نیز بفرستد لذا می گویند سرآغاز طب را خداوند به انبیاء آموخت واز طریق انبیاء مسیر تکاملی طب به راه افتاد .

آغاز تارخچه پزشکی در ایران از دوره ای است که آریاییها در زادگاه اولیه خود به نام آریاویژ در حوالی خوارزم وپامیر جایی که ده ماه از سال سرد وتنها دوماه گرم بوده است زندگی می کردند واین شاید هفت هزار سال قبل از میلاد مسیح باشد .

نخستین پزشک آریایی به نام تریتا ( اترت ) نامیده شده که به منزله اسکلپیوس یونانیان وآسکولاپیوس رومیان است .چنانکه در وند یدادپرگرد ۲۰بند ۱ ۲ آمده است : زرتشت از اهورا مزدا پرسید : کیست در میان پرهیزگاران ، دانایان ، کامکاران ، توانگران ، رایومندان ، تهمتنان ، پیشدادیان ، نخستین کسی که ناخوشی را بازداشت ، مرگ را بازداشت ، زخم نیزه پران را بازداشت ، گرمای تب را از تن مردم بازداشت ؟ اهورامزدا در پاسخ فرمود : ای اسپیتمان زرتشت ، تریتا در میان پرهیزگاران … پیشدادیان نخستین کسی است که ناخوشی را بازداشت ، مرگ را بازداشت ، زخم نیزه را بازداشت ، گرمای تب را ازتن مردم بازداشت .

همچنین از مندرجات کتابهای مختلف زبان پهلوی چنین برمی آید که نخستین پزشک آریایی در جراحی نیز دست داشته است به قول بندهش : ” اهورا مزدا کاردی مرصع به تریتا بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد” . تریتا از خواص دارویی گیاهان مختلف نیز آگاهی کامل داشته وبه ویژه خود عصاره ی آنها را مهیا می ساخت . چنانکه در یسنای ۹ بند ۱۰آمده است :” سومین ناموری که گیاه هئوما را فشرد وعصاره آن را مهیا ساخت تریتا از خاندان سام بود ، آنکه صاحب دو پور دلیر یکی ارواخشیه ودیگری گرشاسب گردید” .

نام تریتا نه تنها در پزشکی ایران به جامانده است بلکه در هندوستان نیز نخستین پزشک آریایی شناخته شده واز این معلوم می شود تریتا هنگامی زیسته است که آریاییان هند وایران از هم جدانبوده اند وپزشکی دوقوم همجوار با یکدیگر وابسته بوده است .

پس از تریتا در سرزمین آریاویژ – زادگاه اولیه ی آریاییها – در حوالی خوارزم وپامیر درمکانی به نام ورایماکرت یک آریایی به نام یما ( جمشید ) موفق شد گروه مبتلایان به بیماریهای پوستی واستخوانی ودندانی وبسیاری از بیماران دیگر را از افراد سالم متمایز سازد ؛ چنانچه در وند یداد پرگرد ۲بند ۳۷ آمده است :” پس به آنجا (ورایماکرت ) نبرد نه یک کوژسینه ، نه یک کوژپشت ، نه یک سست اندام نه یک هاله ونه یک فریفتار ، نه کسی که دندانهایش بدترکیب ودرهم روییده (ویمیتودنتانو ) ، نه زن بدکار ، نه پیسی ، نه آنکه باید از دیگران جداباشد ، نه با هیچیک از نشانهای دیگر ، که نشانه هایی هستند که انگره مینو به مردم داده است .

ساکنین ورایماکرت جهت سلامتی خود از پرتوهای آفتاب به وسیله در وپنجه های بزرگ بهره می گرفتند . خوراک ومایحتاج خود را چنان نگهداری می نمودند که هرگز فاسد نمی شد، آخشیگها (در ذیل شرح آخشیگ آمده است )به ویژه آب وآتش در آن جا مقدس وعزیز بود . در مینوخد پرسش ۶۰ بند ۲ اشاره می نماید : ورایماکرت در ایران ویژ، ساخته یما است وهرآیین مردمان وستوران وپرندگان در آنجا به خوبی زیسته ودر آنجا از مردان وزنان هر چهل سال نسلی جدید وخانواده ای پدید آید وزندگانی آنها بسیار وایشان را درد ورنج وبیماری کمتر است” . ناگفته نماند نام یما نیز مانند تریتا در کتب هنود یادشده است .

از آریایی دیگری بنام ترای تئونا (فریدون ) در کتب ایران وهند یاد شده که در ستاره شناسی وساختن تریاق ماهر بوده است .

بهرحال در تاریخ ظاهرا اولین کسی که طب را بصورت منظم ومدون ارائه کرد وآنرا از سحر وجادو جدا ساخت بقراط بود که اورا پدر علم طب نامیده اند ( ۴۶۰ ۳۵۵ قبل از میلاد مسیح ) . پس از بقراط ، جالینوس ( سال ۱۹۹ ۱۲۹ میلادی ) مدرسه جدیدی برای تشریح بنا کرد وآثارش مدت هزار سال مبنای عقاید طبیعی دانان قرار گرفت .اساس روش درمانی بقراط وجالینوس بر اساس طب مزاجی بود لذا بعضی اساس طب مزاجی را از یونان می دانند وبه آن طب یونانی لقب داده اند . اما جالب است که در این زمینه گفتار آقای سیریل الگود نویسنده کتاب تاریخ پزشکی ایران را بشنویم که در صفحه ۳۶ این کتاب می گوید :” تا آنجا که از اطلاعات بدست آمده معلوم می شود ، در ایران قدیم وضعیت طب پیشرفته تر از آشور بود . حتی به جرات می توان پارا فراتر نهاده گفت که ایرانیان اصول آن چیزی را که طب یونانی نامیده شده به یونانیان تعلیم داده اند .حتی خود یونانی ها هم فرضیه طبایع چهارگانه خود را یک فرضیه بیگانه می شناختند وبه رسم آن زمان آن را ایرانی می نامیدند .

دکتر نجم آبادی نیز در کتاب تاریخ طب در ایران ضمن اشاره به این مطلب اذعان می کند که” مکتب طبی زرتشت خیلی پیش تر از مکاتب طبی یونان ، در عالم وجود داشته است” . اما بهرحال در میان مورخین در مورد مبدا طب مزاجی اتفاق نظر وجود ندارد.

حال از این مطالب بگذریم وبازگردیم به یونان باستان ، در قرن چهارم میلادی مردم واطباء کم کم روش منطقی بنا نهاده شده توسط بقراط وجالینوس را رها کردند وبرای درمان بیماریهابه معالجه با جادو ، دفع اجنه وطلسم متوسل شدند .

بطوریکه تاسالهای متمادی روش بقراط وجالینوس به فراموشی نهاده شده بود.تا این که در جنگ های ایران ویونان آثار طبی بقراط ودیگر اطبای یونانی بدست ایرانیان افتاد . با تأسیس مدرسه جندی شابور وترجمه آثار مهم نویسندگان یونانی ، بکمک دانشمندان ایرانی طب به فراموشی نهاده شده یونان دوباره مسیر کمال خود را بازیافت .

پس از تصرف جندی شاپور توسط مسلمانان این شهر کماکان از گزند وآسیب در امان ماند وهمچنان در سراسر ممالک اسلام بعنوان بزرگترین مرکز تعلیم پزشکی باقی بود .پس از اسلام نیز با ترجمه بیش از پیش کتب طبی یونان، دانشمندان مسلمان بزرگی از جمله محمدبن زکریای رازی وابن سینا پای به عرصه ظهور نهادند . پیشرفت علمی مسلمانان در مدت کوتاهی موجب شگفتی جهانیان گردید . بطوریکه در آن زمان هرجوینده علمی گمشده خود را در بلاد مسلمین جستجو میکرد . در حالیکه در اروپا در اغلب نقاط بیمارستانی وجود نداشت وشیوه درمانی اطباء به جادو وطلسم و… ختم می شد ، در قلمرو حکومت اسلام بیمارستانهایی وجود داشت که دارای بخشهای مختلف با تخصصهای مختلف بود . گفته می شود بعضی از این بیمارستانها دارای لوله کشی های آب گرم نظیر سیستم شوفاژ برای گرم نگهداشتن اتاق بیماران بود .

همچنین گفته شده که بیمارستانها دارا ی کتابخانه ، سالن تدریس وداروخانه بطور مجزا بوده است . علاوه بر این ، سیستم تأسیس بیمارستانها بسیار پیشرفته بوده است بگونه ای که می توان آنرا از سیستم کنونی تأسیس بیمارستان برتر دانست .چرا که اولاً بیمارستانی تأسیس نمی شده مگر آنکه مخارج بیماران وبیمارستان ودستمزد اطباء احتمالاً از محل وقف های مردم وامور خیریه تأمین می شده است نه از جیب بیماران .

ثانیاً برای ساخت ساختمان بیمارستان هم اصولی داشته اند .بطور مثال وقتی زکریای رازی می خواسته بیمارستانی تأسیس کند به شاگردانش دستور می داده در چندین نقطه شهر یک تکه گوشت آویزان کنند . بعد در آن نقطه ای که گوشت دیرتر از همه می گندیده ( معلوم می شده که از لحاظ آب وهوا ومکان مناسبترین محل است ) بیمارستان را تأسیس می کرده است .بهرحال کتابهای فراوانی درباره عصر طلائی علوم وفنون مسلمانان وجود دارد ولی مهم این است که ما بدانیم که چه شد در ظرف چند سال وضع برعکس شد . در یک جمله از زمانیکه مسلمانان عمل به دین کامل خود را کنار گذاشتند واروپائیان عمل به دین تحریف شده وناقص خود را کنار گذاشتند مسلمانان از نظر علمی روبه افول ونزول نهادند واروپائیان روبه پیشرفت . اما ببینیم داستان چه بود :

در دوران قبل از رنسانس که اروپا تحت تسلط کلیسا در اغلب نقاط اداره می شد اروپائیان دست به هیچ کار مهمی نمی زدند مگر با انگیزه های متعصبانه دینی وخرافات واردشده از دین مسیحیت بعنوان مثال در درمان بیماریها نیز حتی فقط به دعا درمانی یا درمان با سحر وخرافات می پرداختند .بیت المقدس یکی از شهرهایی است که از زمانهای دور مورد توجه ادیان مختلف بوده .در آن دوران بیت المقدس تحت تسلط مسلمانان بود کلیسا بر اساس همین انگیزه های دینی متوجه بیت المقدس شد ودر جنگ هایی که روی داد بالاخره مسیحیت توانست بیت المقدس را از دست مسلمین خارج کند .

وقتی مسیحیان بعضی شهرهای مسلمانان را فتح کردند آثار علم وفن آوری وتمدن مسلمین در این شهرها موجب حیرت اروپائیان گشت . همین مسائل به تدریج موجب زمینه سازی انقلابی تحت نام رنسانس در اروپا شد .در طی رنسانس کتابهای دانشمندان مسلمان به سرعت به زبانهای اروپائی ترجمه شد واروپائیان به سرعت در علوم وفنون پیشرفت کردند بطوریکه مثلاً در زمینه طب ، پس از انجیل کتاب قانون ابن سینا پرتیراژترین کتاب در اروپا گردید وطب ابوعلی سینا تا قرنها دراروپا تدریس می شد . اما در همین زمان مسلمانان دچار جنگهای داخلی وحکمفرمائی حکام نالایق وسیاستهای استعماری دولتهای اروپائی شدند .

کم کم به جای آنکه فرزندان خود را مانند ابوعلی سینا ( که او در ده سالگی قرآن ودر شانزده سالگی ، طب وفقه وسایر علوم متداول را آموخته بود ) تربیت کنند به الگو برداری از نقاط منفی تمدن غرب پرداختند ، وسرنوشت ما این شد که شد اما گفتیم که کتابهای مسلمانان تا سالها دراروپا در دانشگاههای معتبر تدریس می شد .اما ببینیم چگونه شد که طب مزاجی جای خود را به طب شیمیایی داد ببینیم آیا این امر بطور طبیعی وبر اثر پیشرفت علم صورت گرفت یا داستان دیگری رخ داد .اساس قضیه بازهم به تعصبات اروپائیان نسبت به مسلمانان برمی گشت. پس از رنسانس اروپائی ها می خواستند از این حالت خجالت وشرمندگی ایی که اغلب علوم خود را از مسلمانان آموخته بودند به نحوی خارج شود .

تلاشهای بسیاری صورت گرفت .عده ای درصدد براندازی سنتهای عربی برآمدند سیاست بازی هایی کردند که هر که آثار عربی را می خواند اورا شارلاتان وحقه باز می نامیدند و… ولی یک داستانی که در مورد طب رخ داد این بود که شخصی بنام پاراسلس ( ۱۵۴۱ ۱۴۹۳ میلادی ) که کیمیاگری سوئیس بود وبه پزشک شدن علاقه داشت شروع به تدرس طب در دانشگاه بال سوئیس کرد وپس از مدتی در روز افتتاح کرسی استادی خود کتاب قانون ابن سینا را در آتش افکند وسوزاند وبا غرور جنون آمیز فریاد کشید : با کمال بی باکی به شما می گویم که موهای پشت گردن من بیش از کلیه دانشمندان شما معلومات دارد .

تکمه ای در کفش من از ابن سینا خردمندتر است وریش من از آکادمی شما تجربه بیشتری دارد و…وسپس روبه پزشکان حاضر در جلسه کرد وگفت : کلید اصلی پزشکی وبه ویژه درمان شناسی قبل از هر چیز در کمیاگری است … این حالت خودباوری او توسط اطباء اروپایی مورد تأیید قرا رفت وبه این ترتیب مسیر طب تغییر یافت واز داروهای طبیعی به سمت داروهای شیمیایی انتقال یافت .

البته این نکته مهم است که بدانیم داروهای شیمیایی جایگاه خاص خود را در طب سنتی دارند واز آنها تحت عناوینی مثل داروها ذوالخاصیت ( یعنی داروهایی که در هر مزاجی وبا هر طبعی یک کار مشخص ومعین را انجام می دهند ) یادشده است واطباوحکیم های طب سنتی به موقع از این داروها نیز استفاده می کرده اند ولی آنچه مورد تأسف است این است که آن تدابیر درمانی براساس مزاجها وآن شیوه های پیشرفته تغذیه ودرمان با مواد طبیعی وهمچنین رسومات سودمند سلامتی بخش مثل حجامت به فراموشی نهاده شد وفقط به داروهای شیمیایی ، روشهای جراحی وتغذیه بر اساس کمبودهای آزمایشگاهی بسنده شد . قطعاً اگر پیشرفتهای تکنولوژی وپزشکی امروز در کنار تجربیات گذشتگان قرار بگیرد بشر به سطوح بسیار بالاترسلامتی خواهد رسید .


منبع مقاله
جزوات آموزشی مؤسسه پژوهشی طب سنتی پیک شفا اصفهان
نظــــرات
نام

ایمیل   (نمایش داده نخواهد شد)
نظر