محل تبلیغات

بزرگداشت ابوعلی سینا

تاریخ ثبت
چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۱

بسمه تعالی

سخن در مورد شخصیتی است که شرق و غرب وامدار تلاشهای علمی و نبوغ ذاتی اوست. هنوز نام وی هر شنونده ای را به یاد دوران مجد و عظمت مسلمانان می اندازد. در قرون وسطی زمانی که غرب در آتش جهل و خرافه پرستی می سوخت مردی دست به قلم برد که به جرأت می توان گفت در رنسانس علمی جهان غرب نقشی عظیم داشت

شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله معروف به ابوعلی سینا در سال 370 هجری قمری در خرمشین از توابع بخارا متولد شد؛ او پزشک، ریاضیدان، فیلسوف و منجّم بزرگ ایرانی بود. زندگی پر فراز و نشیب و پر مخاطره ای داشت، وی حتی در زندان هم دست از تألیف و اشاعۀ علم بر نداشت و تعدادی از کتب و رسالات مهم خود را در آنجا نوشت. ابن سینا در 57سالگی در شهر همدان جان به جان آفرین تقدیم کرد و چشم از جهان فروبست و در همان جا به خاک سپرده شد. یکی از کارهای مهم وی تلفیق فلسفه ارسطو با آرای مفسران اسکندرانی و فلسفه نوافلاطونی بود. در فلسفه مشایی مباحثی آورد که در اصل یونانی آن سابقه نداشت

در علم طب نیز آثار بقراط و جالینوس را با طب ایرانی و اسلامی در هم آمیخت و از این راه علوم پزشکی پراکنده و فراموش شدۀ زمان خود را بارور کرد و در مسیر شکوفایی به جریان انداخت. در حقیقت بر شالودۀ علوم زمان قبل از خود ساختمان ها و سازه های جدیدی ساخت و ستون های علم طب را بر آن ها استوار نمود. چنین بود که دانشمندان پس از وی راهش را پی گرفتند و در حقیقت طب اصلی و پایه را نهادینه کردند و ساختمان ها بر ستون های آن افراشتند. بیماریهایی که پس از وی درمان یافت شاید برای وی و دانشمندان نامی یونان امکان پذیر نبود، اما نقش بوعلی بود که بستر موفقیت ها و پیشرفت های بعد از خود را هموار ساخت

اکنون ما در هزارۀ بزرگداشت بوعلی با تکلیفی روبرو هستیم که وی با آن روبرو بود و بخوبی از عهدۀ آن بر آمد. حال نوبت شخصیت ها و نخبگان زمان ماست که باید در تاریخ نقش آفرینی کنند و بسترهای شکوفایی ابن سیناهای زمان را آماده سازند. با توجه به رویکرد جهانی مردم به طبیعت و گیاه و پزشکی بومی کشورهایشان و نارضایتی عموم از عوارض داروهای شیمیائی و حتی روشهای درمانی طب غربی، لازم است برای رفع این نیاز مهم و خواست مردم اقدامی شایسته به عمل آید

حمایت از طب بومی اقوام و ملل جهان، سال هاست توسط دولت ها مورد توجه خاص قرار گرفته است. تاریخ گویای زندگی بوعلی نشان می دهد حمایت های جدی خلفای وقت و توجه دولتمردان به علم و دانش در شکوفا شدن شخصیت بوعلی ها تأثیر بسزایی داشته است. همواره چنین بوده که پادشاهان حامی علم و دانش خواسته یا ناخواسته موجب رشد شخصیت ها در تاریخ می شدند. آنجا که بوعلی و هر جویای علمی در دایرۀ عنایت محبت دولتمردان قرار می گرفت رشد و ترقی آغاز می شد

این نگرش به تاریخ به آن معنی نیست که عوامل دیگر در رشد شخصیت ها مؤثر نیستند من باب مثال نقش فقر و سختی های دوران زندگی در تحریض و بر آمدن نیروهای ذاتی انسان مؤثر است، همانطور که دارائی و ثروت پس از گذراندن سختی در شکوفایی انسان مؤثر می باشد

متأسفانه در این مورد دولتمردان نسبت به طب بومی کشورشان کوتاهی می کنند که هزارۀ دانشمند شهیرشان را برگزار می کنند. به کشورهای صاحب نام در علوم پزشکی سنتی مانند: چین،هند، یونان و کشورهایی از این دست نگاه کنید که چگونه از طب بومی مردمشان حمایت به عمل آورده و از این رهگذر چه مبالغ هنگفتی تنها از طریق گردشگری بدست می آورند! کشور ما که خود صاحب پیشرفته ترین علوم طب پایۀ سنتی ایرانی-اسلامی به حساب می آید کاملاً بخاطر کم لطفی مسؤلان بهداشت و درمان در راه احیای طب سنتی عقب مانده است. کشورهای هند و چین و کشورهای همسایه ما در اطراف دریاچه خزر همه در حمایت از طب سنتی کشورشان فعالانه تلاش می کنند. طبق آخرین خبرهای منتشر شده کشور تاجیکستان از طریق سازمان ملل با ارائه مدارکی اثبات نموده که بوعلی اساساً ایرانی نبوده و ملیت و زادگاهش در تاجیکستان می باشد. جالب است که از سوی ایران هیچگونه عکس العملی صورت نپذیرفته است

یکی دیگر از اقدامات دولت ما تأسیس دانشکده طب سنتی است. متأسفانه این هم به دلیل فشارهای مردمی است که شدیداً از بی توجهی به طب سنتی کشورشان نگران هستند. اما از این رهگذر نیز مسؤلین وزارت بهداشت و درمان صادقانه عمل نمی کنند و سعی دارند با معیارهای طب غربی و الگو گرفتن از دانشکده های غربی دانشکده طب سنتی را بر پا نمایند. حال آن که طب سنتی ما دارای بهترین متد شناسایی روش های علمی است. اکثراً اساتید این دانشکده ها دوره های لازم را برای تدریس نگذرانده اند و اگر گذرانده باشند بسیار ضعیف و از نظر علمی در سطح نازلی می باشد که قابل طرح در هیچ محفل علمی دنیا نمی باشد

نکته مهمی که مایلم بدان توجه جدی شود آن است که در زمان ما رشته های علمی مدرن در مقابل علوم طبی و بومی و سنتی قرار گرفته و رشد علوم قدیم را به معنای حذف خود تلقی می نماید. این ویژگی اجتماعی زمان ماست که در دوران بوعلی وجود نداشت.پزشکی در زمان بوعلی یک رشته یا مکتب علمی بود، رشته طبی دیگری در مقابلش قرار نداشت. اما طب غربی اکنون با رشد طب بومی و سنتی گزشی شدید را در خود احساس می کند. حداقل در کشور ما چنین بوده که مسئولین وقت با این احساس گزش همواره تلاش کرده اند تا در عمل در مقابل طب سنتی بایستند و نگذارند بطور کامل شکوفا گردد، این مهمترین برخورد اجتماعی است که از سوی مسئولین نظام دامن زده می شود. نگرشی ضد احیای طب سنتی که کاملاً با تفکرات امثال بوعلی ها در کشور ما مغایرت دارد. همایش های گوناگون در هزارۀ بوعلی باید به این نکته توجه شود که چگونه جهل و نا آگاهی گاه همراه با غرض ورزی در مقابل علم و دانش قرار می گیرد

اکنون که ارزش های والای طب بومی کشورمان بیش از پیش آشکار شده بهتر است مسئولین کشور به بهانه هزارۀ بوعلی بدور از تعصب و موضع گیری مخالفین، طب بومی کشور را با معیارهای طب سنتی مورد توجه قرار دهند. آنگاه که همه مکاتب پزشکی با هدف پاسخ به ندای دردمندان به پیش می روند هرگز نباید از گسترش طب سنتی هراسی به دل راه داشته باشد. پزشکان چه در حیطه علوم غربی درس خوانده باشند و چه در حیطه طب سنتی سال ها زحمت تحقیق را به دوش کشیده باشند همه همچون بنیانی مرصوص با هدف جلب رضایت پروردگار به یاری بیماران می شتابند و با پیشرفت دانش طب، دانش بر دانش گذشتگان می افزایند


منبع مقاله
مدیر موسسه پژوهشی پیک شفا
نظــــرات
نام

ایمیل   (نمایش داده نخواهد شد)
نظر